کتاب اتحادیه ی ابلهان

اثر جان کندی تول از انتشارات نشر چشمه - مترجم: پیمان خاکسار-جایزه پولیتزر

داستان انتشار اتحادیه‌ی ابلهان نوشته‌ی جان کندی تول داستان غریبی است. جان کندی کتاب را در سی سالگی نوشت و بعد از اینکه هیچ ناشری زیر بار چاپ آن نرفت به زندگی خود پایان داد. مادرش یازده سال تلاش کرد تا بالاخره دانشگاه لوییزیانا راضی به انتشار کتاب شد. کتاب به محض انتشار غوغا به پا کرد و همان سال - 1981 - جایزه پولیتزر را ربود. شاید بتوان محبوبیت کتاب را با ناطور دشت سلینجر مقایسه کرد.

ایگنیشس جی رایلی، قهرمان داستان، یک متخصص قرون وسطا است که تمام دنیا را از دریچه‌ی کتاب تسلای فلسفه‌ی بوئتیوس، فیلسوف قرون وسطایی، می بیند. تمام زندگی اش فلسفه بافی است و انزجار از جامعه‌ی آمریکا. او که یک دن کیشوت امروزی است، وادار می شود از خلوت خود بیرون بیاید و با جامعه ای که از آن متنفر است روبه‌رو شود و به شیوه‌ی دیوانه‌وار خود با آن بستیزد. بسیاری از منتقدان، اتحادیه ابلهان را بزرگ‌ترین رمان کمدی قرن می‌دانند.

رمان اتحادیه‌ی ابلهان توسط پیمان خاکسار به فارسی ترجمه شده و نشر چشمه آنرا منتشر کرده است.


خرید کتاب اتحادیه ی ابلهان
جستجوی کتاب اتحادیه ی ابلهان در گودریدز

معرفی کتاب اتحادیه ی ابلهان از نگاه کاربران
اتحادیه ابلهان، مجمع دیوانگان، دنیای وارونه و اسم هایی از این قبیل، به دنیایی گفته می شود که در آن همه به نوعی از عقل بی بهره اند. همه نوعی دیوانگی یا بلاهت با خود دارند. اگر در این دنیا زندگی کنی، این بلاهت را نمی فهمی یا می فهمی و مشکلی با آن نداری. اما اگر از بیرون به این دنیا نگاه کنی به تعجب می افتی (و گاه عصبانی می شوی) از این همه بلاهت و این که این همه ابله در کنار هم به راحتی زندگی می کنند و زندگی شان مختل نمی شود.
در این وقت ممکن است به گزاره ای مشابه «ظلم علی السویه، عدل است.» برسی و بگویی: «بلاهت علی السویه، عقل است!»
اتحادیه ی ابلهان، چنین دنیایی را به تصویر می کشد. دنیایی که همه ی انسان ها آن به نوعی ابلهند. سردمدار همه ی آن ها البته ایگنیشس است ولی خانم رایلی، میرنا، سانتا، آنجلو، خانم لوی، خانم تریکسی، گروهبان، آقای تاک و حتا آقای لوی به نوعی دیوانه اند. کسانی چون جرج، آقای کلاید، گونزالز، لانا و جونز هم که چندان دیوانه بازی در نمی آورند، چون خلاف کارند یا به حاشیه رانده شده، به خوبی می توانند در این اتحادیه ی ابلهان، نفس بکشند و دوام بیاورند. البته با رنج کشیدن های ابلهانه ی خودشان.
خلق و توصیف چنین دنیایی که در ظاهر متفاوت است با دنیای قانونمدار ما ولی اگر بهتر نگاه کنیم متوجه شباهت های (گاه نعل به نعل) آن می شویم، اگر به خوبی صورت پذیرد می تواند یک شاهکار به حساب آید. آیا جان کندی تول (نویسنده) از پس این کار بر آمده است؟
در کل، می توانم بگویم تول از پس خلق این دنیا بر آمده است اما در توصیف آن ایرادهایی دارد. مثلن یکی از مهم ترین ویژگی های توصیف چنین دنیایی، این است که راوی عاقل و بی طرف باشد. با نگاهی خونسرد و بی خیال همه ی بلاهت ها را توصیف کند و نه این که به قضاوت بنشیند. تول جاهایی از رمان وارد کار می شود و در مورد رفتارهای شخصیت های دنیایش قضاوت می کند. این البته بیش تر به کم تجربگی او بر می گردد. جاهایی که می خواهد رفتاری را توصیف کند اما کلمه های مناسب ندارد، از صفت ها استفاده می کند و این باعث دخالت نابجایش در دنیای خلق شده اش می شود.
علاوه بر این، راوی گاهی بیش از حد به توصیف صحنه ها می پردازد. البته می توان این جور برداشت کرد که این توصیف ها برای آن است که نشان دهد این دنیا، دنیایی معمولی است فقط آدم هایش چندان معمولی نیستند. با این حال، این کار او گاهی خسته کننده می شود.
در کل هم رمان کمی بیش از حد طولانی و به همین علت کمی خسته کننده است. خواندن متن های طولانی ایگنیشس تا جایی می تواند جذاب باشد اما نه تا به این حد!
تعریف و تمجیدهای آقای مترجم از اثر هم کار را بدتر کرده است. درست که این کار را می توان یک کار نسبتن قوی دانست، اما شاهکار دانستنش کمی ظلم است به آثار ادبی. قهقهه زدنی هم در کار نبود. می توانم بگویم اتحادیه ی ابلهان به عنوان اولین اثر (و متاسفانه: آخرین اثر) نویسنده اش، اثر قوی و جان داری است (رضا امیرخانی هم از این اثر تعریف می کرد). در کل هم از خیلی رمان ها قشنگ تر است اما نه آن قدرها که بتوان شاهکار نامیدش. از آن طرف، ایگنیشس نماد آدمی تنبل و خودخواه بود که همیشه برای رفتارهای احمقانه ی خود توجیه هایی در آستین داشت. چطور آقای مترجم او را این چنین بالا می برد؟! نکند با ما شوخی دارد؟! درست که در کتاب، به فرهنگ آمریکایی انتقاد شده است اما این انتقاد آن چنان به هجو کشیده شده که نمی شود آن را جدی محسوب کرد (و حتا نمی توان انتقاد به فرهنگ آمریکایی دانست. بیش تر به تمدن کنونی، به مدرنیته، و این جور چیزها انتقاد شده است). آن طور که پیمان خاکسار با شوق از آن حرف می زند گویی با رمانی ضد آمریکایی طرفیم! در حالی که هیچ از این خبرها نیست.

مشاهده لینک اصلی
تابستون شروع به خوندنش کردم و کمتر از صد صفحشو تونستم بخونم. واقعا خسته کننده بود.رهاش کردم. دیروز با خودم گفتم هرطوری که شده تمومش میکنم. بالاخره تموم شد. تا اواخر کتاب میخواستم سه ستاره بهش بدم. اونم بخاطر قلم و توصیفات دقیق و بی نظیرش. ولی هرطوری حساب میکردم نمیشد به این همه داستان موازی بی سر و ته و این همه شخصیت های متفاوتی که توی داستان سر در گمن، امتیاز بیشتری داد. دو فصل آخر کتاب کاملا نظرمو عوض کرد. به طرز عجیبی اون همه داستان به ظاهر بی سر و ته رو به هم ربط داد و پایان خوبی هم واسه هر کدوم در نظر گرفت. واقعا فکرشو نمیکردم.
درمورد داستان کتاب واقعا نمیدونم چی بگم. جز اینکه ایگنیشس از اون شخصیتاییه که هیچ وقت فراموشش نمیکنم. یه شخصیت بی اندازه چندش آور و حال به هم زن و رو اعصاب که اواخر داستان رقت انگیز و حتی گاهی دوست داشتنی بنظر میرسه!
نویسنده قبل از مرگش عجب شاهکاری نوشته. کتاب خیلی خوبی که البته خیلی دوست داشتنی نیست!
95/11/15

مشاهده لینک اصلی
این به اصطلاح @ farce @ and @ classic @ به من سرگرم کننده تر از من خسته کننده بود. من دوست ندارم یک کتاب را ناتمام بگذارم و تنها دلیل آن که خواندنش ادامه داشت، این امید بود که تلاش من در پایان پرداخت شود. افسوس، هیچ پاداشی به من نرسید. این بیشتر به اعتقاد من اعتقاد داشت که تنها علت کلاسیک این است که چرا برخی کمیته موافق هستند و افکار عمومی این کمیته باید درست باشد. من می ترسم ناامیدی ماندگار من با این کتاب مانع توانایی من در شکل گیری بیشتر مشخصی از یک تحلیل می شود. من حتی نمی توانم نام یک کاراکتر را که نیمهشب در کل کتاب دوست داشتم به یاد بیاورم. 50 میلیون طرفدار Elvis واقعا می تواند اشتباه باشد.

مشاهده لینک اصلی
اوه بیشتر کتاب بیش از حد تا کنون. یک شمع مخرب از زباله های بیش از حد.

مشاهده لینک اصلی
زباله های عظیم زندگی من چیست؟ هیچ اتفاقی نمی افتد عینا. این چیزی است که با این کتاب اشتباه است. یک کارگاه آموزشی داستان نویسی در ابتدای کار، بسیار وحشتناک بود. و چه چیزی به دست آورد؟

مشاهده لینک اصلی
داستان توله و رمان که به نظر می رسد شیاطین را که درون خود غریبانه خود غرق شده اند، غم انگیز است، و پیش بینی می کند که کنفدراسیون دانس با پتیین خفیفی قبل از برگرداندن اولین صفحه، یک لاک به طور مستقیم با انتظارات فوق العاده بالا و منجر به اشتیاق در نتیجه آن به خواندن آن به دلیل فوق العاده ای که من کشف کردم در حالی که من تصمیم گرفتم برای غوطه خوردن: شایع ترین، وضعیت آن به عنوان سرگرم کننده با خنده دار و داشتن پس از مرگ توول Pulitzer . بنابراین ممکن است که وضعیت ذهنی خودم برای قدردانی مناسب این نوشیدنی غلیظ از طنز مفرط، غم انگیز پیکربندی نشده باشد، اما من از ابتدا خیلی ناراحت شدم. نویسندهیی که از طریق خلقهایش نفرت دارد، نیاز به آرزوهای تاریک کمیک خطی CÃ ©، یا اعتقادات برنارد یا تحرکهای Houellebecq دارد؛ در حالی که Toole، به نظر من، توانست این افراد دلفریب را از هر نوع بالستیک که به اندازه کافی برای مقابله با (خودخواهی) اخراج از نویسنده به قلم منتقل شده بود، تخلیه کند و همه آنها را به شدت تحریک کند. این فقط تمام یادداشت های اشتباه برای من است. در حقیقت، من آن را تکان دادم و قبل از علامت نیمه راه (و عجیب و غریب) از آن برخوردار شدم، که در آن زمان در زندگی من و خیلی پیش از آن، به سختی می توانستم جزئیات خاصی از آنچه انجام می داد، یاد بگیرم. به سادگی بی پروا. اما این، افسوس، این است که چگونه آن را فرا گرفته است. شما فکر می کنید که خروج اسپلنتیک با خدمه ای از مصائب و مورون ها توانایی ارائه یک گلدان از طلا را داشت، اما این کنفدراسیون طعم دهنده جنوب، برای من کمبود بود، اما یک گل زودگذر از کیست؟ من وسوسه شدم یکی از این روزها را دوباره بپذیرم، که می توانم تعیین کنم که آیا فراوانی کتابها و سالها تحت کمربند من، من را تشویق کرده است تا به آنچه که قبلا باعث شد که لبهای مچاله شده و بی سر و صدا، همه ی این بررسی های یک و دو ستاره توسط افرادی که نظراتشان احترام و ارزش دارند وجود دارد و حمایت های مؤثری از عزم قوی تر من برای آن وجود دارد که زندگی به سادگی خیلی کوتاه است و کتاب های زیادی وجود دارد که زمان لازم برای این آزمایش خاص Soolean. با این حال، از سوی دیگر، تعداد بیشتری از دوستان GR یا فامیلی وجود دارد که به راحتی این کتاب را دوست داشتند، فکر می کردند فوق العاده بود، اتصالات فانتزی با یکی، برخی، یا همه شخصیت ها و موقعیت ها، ابزارهای جادویی ناگهانی آن ها و تسریع لغزشی از یک بوت دست و پا زدن \"و سپس من در داخل خود را در ناتوانی خود را به درک آنچه که فقط برای بسیاری از دیگر کار می کرد. این یک مسخره است، آن چیزی است که آن را دارد و یکی که دانستن خودم را به عنوان من انجام می دهد، به احتمال زیاد به نفع آپایتی حل خواهد شد، زیرا این کتاب هنوز هم در مواردی من را تشخیص می دهد که حضور یکنواخت و گرد و خاکی آن بر روی یک دور قفسه گوشه، و من می توانم فکر کنم آیا اشتباه کردم؟ ...

مشاهده لینک اصلی
یک کتاب عجیب و غریب و فوق العاده. واقعا، من هرگز چیزی شبیه به آن را نخوانده ام. این رمان دارای برخی از شخصیت های تیزهوش و رنگارنگی است که تا به حال خوانده ام و اگرچه من با صدای بلند @ را ندیده ام همانطور که نظر سنجی در مورد جلد وعده داده شده است، قطعا خنده دار به عنوان جهنم است، و به طور کامل cringe-worthy داستان. شخصیت ایگناتیس ریلی من را تحقیر می کند. همه ما می دانیم افرادی مانند این هستند - بیش از حد تحصیل کرده، بی رحمانه، بی رحمانه سوء رفتار اجتماعی، که از جهان قطع شده است که او مدیریت می کند از طریق برخی منیزیم های مضر و مضر، که در آن او تنها شخصی معقول است، و هر کس دیگری به سادگی زیر آن در این مورد، شخصیت همچنین وزن 300 پوند و جایگزین فروش هات داگ، جیغ کشیدن مادرش، و دروغ گفتن بر روی صفحات رنگارنگ و خفیف، به عنوان او manifeste خود را در آغوش دنیای مدرن را می نویسد. وای. غم و اندوه واقعی داستان نویسنده است، که این کتاب را نوشت و هرگز آن را به روح قبل از خودکشی در سن 32 سالگی نشان نداد. مادرش آن را کشف کرد، و بعد به استاد انگلیسی که آن را منتشر کرده بود، به آن داد. در سال 1980، Pulitzer موفق شد. پسر بیچاره. من بسیار کنجکاو هستم که این کتاب چقدر نزدیک به زندگی اش باشد، زیرا شما نمی توانید این کاراکترها را بدون هیچ گونه مدل خاصی پیش نویس کنید. من این کتاب را فقط برای هرکسی توصیه نمی کنم، اما اگر شما حس شوخ طبعی و قدردانی برای نیواورلئان فرهنگ، شخصیت های دیوانه، و یا فوق العاده dorks، شما ممکن است آن را دوست دارم. من قطعا خوشحالم که آن را بخوانم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب اتحادیه ی ابلهان


 کتاب اتحادیه ی ابلهان
 کتاب یکی از ما
 کتاب پیرمرد و دریا
 کتاب مارچ
 کتاب گیلیاد
 کتاب شکوفه های ارغوان و شراب نیمروز