کتاب دلبند

اثر تونی موریسون از انتشارات نشر چشمه - مترجم: شیریندخت دقیقیان-جایزه پولیتزر

معشوق، شاهزاده بی نظیر موریسون است. این زیبایی لمس علامت های تجاری خود را جذاب می کند: پروس زیبا، رخدادهای خارق العاده، شخصیت های برجسته و تنش نژادی. این داستان عجیب و غریب به طور ناگهانی به عرصۀ برده داری تبدیل می شود تاریخ را به یک داستان قدرتمند به عنوان خروج و به عنوان صمیمی به عنوان یک لالایی. Sethe یک برده متولد شد و به اوهایو فرار کرد، اما هجده سال بعد او هنوز آزاد نیست. او خاطرات بیشماری از خانه شیرین، مزرعه زیبا دارد که در آن بسیاری چیزهای بدی اتفاق افتاده است. خانه جدید او توسط روح کودک خود، که ناموجه نامیده می شود و سنگ قبر او با یک کلمه گنجانده شده است: عاشق، خالی از سکنه است. دوست داشتنی با شعر تلخ و تعطیلات به عنوان طناب به عنوان طناب، معروف ترین دستاورد تونی موریسون، برنده جایزه نوبل است.


خرید کتاب دلبند
جستجوی کتاب دلبند در گودریدز

معرفی کتاب دلبند از نگاه کاربران
واژه هایی مانند هولوکاست، برده داری، جنگ و غیره با گذشت زمان از بین می روند، آنها باید تروریست هایی را که بر ذهن آنها الهام بخش هستند، بسوزانند. یادآوری ما در مورد آنچه که این شرارت ها احساس می کنند، یکی از نقش های مهم نقش هنری است. تونی موریسون دقیقا همان چیزی را در این کتاب و به شیوه ای موثر انجام می دهد. گذشته\nاو شروع به داستان خود را در وسط زمانی که بردگی در حال حاضر ممنوع است و بزرگترین وحشت قبلا گذشت. با این حال این خوشبختی نیست. در واقع، برای افرادی که برده داری (و یا به طور کلی رنج می برند بدبختانه به هر حال) برای هر دوره قابل توجهی از زمان؛ شادی کامل پیدا کردن غیرممکن است - همیشه ارواح گذشته به عذاب خواهد بود؛ ایده ی دیزنی را از پارک های احتمالی برداشت. در این مورد، ما در واقع یک روح واقعی از گذشته داریم (کلمه هندی برای روح و گذشته همان است). در صفحات بسیار مودبانه، موریسون توانایی هنر را برای ایجاد شفقت به یک سطح جدید می گیرد، زیرا ما احساس می کنیم که گذشته تاریک درون ما پوسته هایی که ساکنان 124 آن زندگی می کنند؛ حتی اگر، مانند دنور، ما از جزئیات آن نادان هستیم. این ترسناک و غیر قابل انکار است، تقریبا قابل مشاهده است - شخصیت ها سعی می کنند که به آن نگاه نکنند، که قابل درک با تیره بودن آن است: \"به نظر، آینده، صرف نگه داشتن گذشته است.\" ما این خاطره را به خاطر می آوریم موریسون ما جزئیات را در (فوران ناخوشایند بدون اطلاع) به ما می دهد. روایت معمولی از حوادث، خوانندگان را تنها خاطراتی از تاریکترین حوادث را ترک کرد و ما نمیدانستیم چه احساسی برای بردگی برای همه زندگی شماست. این کتاب به طرز وحشتناکی کار می کند زیرا شما می توانید فجیع ترین احساس را در کوچکترین چیز ها مشاهده کنید و این تراژدی ها هر چه سعادت بیشتری را که ممکن است در راه قربانیان سقوط کند، سایه می زند. گذشته، به شکل معشوق، همه گوشت و استخوان، زنده ماند. او به من چیزی را یادآوری می کند. چیزی به نظر می رسد، من به یاد داشته باشید که @ اگر چه این کلمات پل Ds هستند، آنها تجربه بسیاری از افراد با معشوق را تجربه می کنند. او آنجا بود یا نوعی استعاره از تلاشهای خود برای به دست آوردن پست تاریک بود. شما نمی توانید از آن فرار کنید، شما باید آن را بپذیرید. ساکنان 124 نفر - و همه آنها از چیزی بهتر می آیند. مطمئنا کمی صدمه دیده است، اما همه چیز مرده است که به زندگی زجر می کشد. برده داری چقدر خراب است اگر یک مادر دوست داشتنی فرزندان خود را بکشد، نه اینکه آنها آن را بفروشند؟ اما بردگی چیست؟ این به طور موثر کاهش می یابد و با حیوانات مقایسه می شود. این اجازه نمیدهد که به طور آزادانه عاشق شوید: @ Risky، فکر میکنید پل د، بسیار خطرناک است. برای یک خانم مورد استفاده قرار گرفته به برده هر چیزی که بسیار خطرناک بود را دوست داشته باشید، مخصوصا اگر فرزندان او بود که برای عشقش حلقه زده بود. بهترین چیزی که او می دانست، تنها کمی اندک بود؛ همه چیز، فقط کمی دو برابر، پس وقتی پشت سرش را شکستند یا آن را در یک کیسه کورتر بچرخانند، خوب، شاید کمی عاشقانه باقی بماند. اما به نظر می رسد Baby Suggs اولین افكار خود را از بین برده به نظر می رسد این كار را به روشنی انجام دهد: برای چه؟ چه چیزی از یک خواهر شصت و یک ساله که خواهر سه ساله سگ گاو می شود، به آزادی نیاز دارد؟ و هنگامی که استپ خود را روی زمین آزاد می کرد، نمی توانست باور کند که هاله می دانست چه چیزی نمی کرد. آن هالی که هرگز یک نفس آزاد ندیده بود، می دانست که در این دنیا چیزی شبیه آن نیست. او ترسید چیزهای مهمتر موضوع چیه؟ موضوع چیه؟ او از خود پرسید: او نمی دانست چه چیزی شبیه او بود و کنجکاو نبود. اما ناگهان او دست هایش را دید و با وضوح ساده ای که خیره کننده بود فکر کرد، این دست ها متعلق به من هستند. اینها دست من است. @ بعدش احساس سقوط کرد و یک چیز جدید را کشف کرد: ضربان قلبش. آیا همه جا وجود داشت؟ این چیز تند و زننده او مانند یک احمق احساس کرد و با صدای بلند خندید. آقای گارنر با چشمانی گسترده قهوه ای روی شانه اش نگاه کرد و لبخند زد. @ جادوگر جنی، جنی؟ @ او نمی توانست خنده را متوقف کند. @ قلب من ضرب و شتم، @ او گفت. و درست بود

مشاهده لینک اصلی
چگونه یک کتاب را اینگونه مرور کنیم، و این یک کتاب عالی است؛ من مطمئن نیستم که فوق العاده شایسته آن است. موریسون رمان را بر اساس داستان مارگارت گارنر، برده فراری که فرزند خود را به هنگام بازپس گیری کشته شد، بر عهده داشت تا فرزند را در طول زندگی برده داری حفظ کند. این تنظیم در زمان جنگ داخلی است. طرح و داستان به خوبی شناخته شده و به نظر می رسد بسیاری از دوستان GR من یا آن را بخوانید و یا آن را در لیست خود را. نوشتن عالی است و حس قوی وجود دارد؛ و در همه کسانی که فرار می کند، نمی تواند از زیبایی این سرزمین که خود او نبود، شگفت زده شود. او در پستان خود پنهان شده بود، زمین خود را برای غذا انگشت گذاشت، تا به آبهایش دراز کشیده و سعی نکرد آن را دوست داشته باشد. در شب هایی که آسمان شخصی بود، با وزن ستاره هایش ضعیف بود، او خودش را دوست نداشت. دره های قهوه ای و رودخانه های زیرین آن. یا فقط یک خانه - زیر یک درخت چنبرری انفرادی؛ شاید موهام تسبیح باشد و نور آن فقط پنهان شود. هر چیزی می تواند او را تحریک کند و سخت تلاش کرد که آن را دوست نداشته باشد. اما این یک داستان ترسناک است (و من به معنی روح نیستم)، وحشت در معنای واقعی کلمه، برده داری. استدلال شده است که موریسون مواجه است و برجسته سازی چیزهایی که ثبت نشده و یا توسط تاریخ های نقل شده توسط مورخان سفید نوشته نشده است. این راحت نیست و خواندن دشوار است. همانطور که باید باشد. من فکر می کنم این نیز جایی است که برخی از بررسی های منفی صورت گرفته است؛ زیرا رمان بحث و گفت و گو نیست و شخصیت ها دارای انسانیت و پایداری هستند. بررسی هایی وجود دارد که نشان می دهد این بدترین کتاب است که بیانگر نفرت و نفرت از رمان است. نفرت و نفرت؛ بدترین کتاب تا کنون! بسیاری از کتابهای بد و بد وجود دارد. این یک کتاب بد نیست، من می توانم دشوار درک کنم، می توانم درک واقع گرایانه جادویی یا استفاده از موتیف شبح را درک کنم. من تنفر نمی کنم. من تعجب می کنم که آیا مجبور شده است در گذشته چیزی به چیزی نگاه کند، که هنوز در حال حاضر است و ما نمی خواهیم با آن روبرو شویم. به نظر می رسد که برده داری در حال حاضر موضوعی است که در تاریخ مورد مطالعه قرار گرفته است؛ ساختن آن بیش از حد واقعی و در حال حاضر ایجاد واکنش های قوی است. ما همچنان در غرب وحشت هایی را که در سایر نقاط جهان انجام می دهیم، در غرب کاهش می دهیم و براق می کنیم. قدرت های اروپایی و ایالات متحده آمریکا بیش از نازی ها را در تجارت برده کشتند و ما هنوز هم یک مشکل را به عنوان نسل کشی می دانیم. موریسون آن را همه انسان ها و شخصی می سازد و آن را به خانه می آورد.

مشاهده لینک اصلی
من مدت زیادی به ارواح اعتقاد دارم، اما نه در معنای فوقالعاده و یا پارانورمال. من اعتقاد دارم که ارواح خاطراتی دارند و یا چیزی که تونی موریسون به عنوان @ rememory یاد می شود. @ در این هفته از NPR شنیدم که یک مرد می گوید که او نوه بردگان است و زمانی که او به غرفه رأی رفت و رای او را برای سناتور اوباما دید، پدربزرگ و مادربزرگش را دید. چهره، یادآوری من یک بار به آشویتس در لهستان رفتم و دوستم به من گفت که ما از غم و اندوه گذشتیم، آنها به ما نگاه می کنند، در گل هستند، @ rememory. من مدتها به ارواح اعتقاد دارم، و تونی موریسون ما را دوست دارد، داستان ارواح و خاطره انگیز. من مطمئن نیستم که آیا 124 توسط کودک پیشخدمت خزنده خالی از سکنه بوده یا اگر از یادآوری برده داری خالی کرده باشد، اما مهم نیست. خاطره این جنجالی است، با صدای بلند، آرام است. هر کلمه ای که تونی موریسون می نویسد، تیغ تیغی تیغه ای است، هر جمله یك یك دگگر كه تیغ را به روح شما می ریزد. دوست داشتنی خواندن دردناک است. عاشق داستان یک خاطره ... گذشته و حال با هم مخلوط می شوند. دوست داشتنی خواندن دردناک است. عزیزم عزیزان، یادآوری ما است. خاطره ما از درد و شرم. یک داستان ارواح از امریکا که خیلی دور نیست.

مشاهده لینک اصلی
حقایق خاصی در دنیای ما وجود دارد که باید قبول کرد. یکی از این حقیقت برای من اینست که یک مرد سفید پوست است که هرگز نمیتوانم بفهمم چطور باید یک زن یا یک فرد از رنگ پوست تیرهتر باشد. خواندن این است که می توانم دیدگاه های کوچکی را به اندیشه ها و احساسات دیگران بدست آورم. موریزون، قطعا نه سالی است که زندگی شخصیت هایش را تجربه کرده است، واقعیت زنده ای را که زندگی برای تازه آزاد شده است، رنگ می کند مردم سیاه پوست پس از جنگ داخلی. من با همدلی او در برخورد با افکار و احساسات مردان سیاه پوست از آن دوران تحت تاثیر قرار گرفت. با این حال، درک او از جنسیت خود بود که در صفحه زنده بود. فرمان کامل خود را بر اندیشه ها و احساسات Baby Suggs، Sethe، Denver، و حتی عزیزان، این چیزی است که این داستان را عمیقا خوب می سازد. این کتاب در توصیف های خود از زندگی که مردان و زنان در بردگی زندگی می کنند، درخشان است. این همچنین مبارزات زندگی و مرگ را نشان می دهد که Sethe در طی فرار از برده داری مواجه شده است. تجربیات زندگی او این است که ایده هایش را درباره عشق به وجود می آورد. این \"خواسته\" است یا نه. عشق نازک، عشق را در همه چیز نادیده می گیرد. در طول یک عمل تراژیک ناخوشایند، عشق در ذهنش بود. او معتقد بود که اقدام او بزرگترین کاری که او می تواند انجام دهد. این اقدام که کودک سگز نمی توانست متقاعد شود یا محکوم کند، زیرا او می تواند هر دو طرف را ببیند، بنابراین او به سادگی بخشنده است. این عمل یک وحشت غیر قابل توصیف در زندگی پر از وحشتی است که او عمیق در داخل خودش میچرخد. اقدامات Sethe باعث می شود او تبدیل به یک خلوت و انحراف اجتماعی شود. زندگی خود را پس از تراژدی، چه در جنون و نه، در اطراف Baby Suggs، دنور، عزیزان، و به مدت کوتاهی در حالی که پل D. بعد از معشوق رها می چرخد ​​متوقف می شود تعجب است که آیا Sethe صلح و مقدار کمی از شادی در آنچه زندگی او را ترک کرده است زندگی می کنند. واقع گرایی شبح / جادویی بخشی از کتابی است که من دوست نداشتم. مطمئنا بخش کوچکی از این کتاب نبود. بنابراین من با داستان عمیق دوست داشتنی را ترک کرده ام و با بخش های بزرگی از 3 ستاره آشنا شده ام، اما به راحتی توصیه می شود.

مشاهده لینک اصلی
دوست داشتنی تر از همه کتاب های مدرن بوده است و به همین دلیل است که از دو لعنت رنج می برد. اولین لعنت از خود کلاسیک است، آنچه شما ممکن است لعنت Moby-Dick نامید: هر کس آن را خیلی زود خواند، بنابراین هیچ کس آنرا دوست نداشت. این دقیقا دشوار نیست (دقیقا همان چیزی است که Moby-Dick) است، اما آن را آسان نیست و یک مدرسه عالی مجبور به خواندن آن قصد دارد به آن را به خوبی برای او، که برای هیچ کس سرگرم کننده نیست. وقتی که من دوستان کتابفروشی خود را در مورد این کتاب نظر دادم، من خیلی ازEr ... من آن را خوانده ام 20 سال پیش و احتمالا درست بود، @ هنگامی که من نمی سکوت. در حقیقت، من در مورد این کتاب بیشتر از سایر مواردی که می توانم به یاد بیاورم، از جمله موبی دیک و حتی صدا و خشم، که به طور غیرمستقیم بیشتر از درد در الاغ است، بیشتر در این کتاب می خوانم. لعنت دوم - نفرین که منجر به لعنت اول - این مربوط به بردگی است. این امر به دلیل اینکه بسیار خوب است، بلکه به دلیل آنکه بهترین رمان هر کسی می تواند در مورد آن توسط یک شخص سیاه پوست و در مورد بردگی، توافق کند. تونی موریسون، متهم اصلی او نیست. اما چون ما در آمریکا با نژاد - با میراث برده داری - وسواس داریم و به همین دلیل همه ما در مورد آن بسیار احساس گناه می کنیم، به طرق مختلف (و یا حداقل، قطعا دو) - هر کتابی درباره برده داری در معرض آتش سوزی قرار می گیرد برای همیشه. مارک تواین احتمالا می دانست هنگامی که هک فین را نوشت، آن را هرگز در خارج از زمینه مسابقه صحبت خواهد شد؛ تونی موریسون قطعا انجام داد. هنگامی که او دوست داشت نوشت، او می دانست که هر کس در این کشور تا زمانی که زندگی می کند، نوساناتش را طی می کند، که به نظر می رسد مدت زمان بسیار طولانی است. تونی موریسون، نویسندهی درخشان در اوج قدرتش، یک حماسه وحشیانه و غافلگیرانه درباره وحشت برده داری را می نویسد و هر کس به جای نوشتن آن در مورد موضوعش صحبت می کند. آیا این درخشان است؟ بله این درخشان است آیا سزاوار آن است که قناعت شود یا اینکه آن را بخشی از قاعده می شود، چرا که یک طاقچه پر از نیاز ما را پر می کند؟ و پاسخ بله به هر دو است. آنچه که من در مورد عزیزان شگفت زده شده است این است که چگونه به طور کامل در کنترل داستان موریسون است. راه او به حوادث اشاره می کند و سپس به آرامی دوباره از بین می رود. او مانند ده اسرار مختلف را تنظیم می کند - چه چیزی برای گرفتن یک جزئی، به Sixo رسید؟ و او هر یک را به نوبت حل می کند. Sixo می شود (نمایش spoiler) [فوق العاده آخرین خط، @ Seven-O! هفت-O! @ به عنوان او smolders. (پنهان کردن اسپویلر)] این تسلط بر سطح پازل است که نابوکوویان است. و موریسون این تنگه را در طول کتاب پیاده می کند: او به طور کامل بر خلاف برده داری، او را با واقعیت خود مقابله می کند - حادثه این کتاب بر اساس واقعی است - اما او متوقف می شود کوتاهتر از مجازات ما برای خواندن کتاب. (بر خلاف همسالان خود، Cormac McCarthy، که همه چیز در مورد مجازات است.) این یک کتاب کامل نیست. این یک مسیر ضروری ذاتی است که عمیقا در داخل موریسون قرار دارد، مخصوصا وقتی که به عشق می رسد، چندین بار چشم هایم را رول کرد: آنها برای مدتی باقی ماندند، چرا که نه دنور و نه Sethe می دانستند که چطور نیست: چگونگی توقف و دوست داشتن نگاهی به احساسات لب هایی که بوسیدند. @ Barf، درست است؟ و در حالی که او معمولا موفق به نگه داشتن طلسم فاکنر خود را در چک، لحظاتی وجود دارد که در آن مدرنیزه gobbledygook افزایش می یابد: به خصوص در کمی نسبت به پایان چشم انداز Beloveds . ما نمیتوانستیم داخل سر او بگردیم تا متوجه شود که او به طور انعطاف ناپذیر است. موریسون می تواند اعتقاد داشته باشد که در حال حاضر آن را درست کرده است. اما این ها قضاوت هایی است که در زمینه یک کتاب عالی ساخته شده است. من بر روی کیبرد های کوچک برداشتم، چون محبوب است به اندازه کافی بزرگ است که شایسته آن است که به طور کامل برداشته شود. این یک کتاب عالی است: پاداش، فریبنده، متفاوت، مهم است. جای سودی دارد

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دلبند


 کتاب شکوفه های ارغوان و شراب نیمروز
 کتاب آلیو کیتریج
 کتاب بر باد رفته
 کتاب پسر سرپرست یتیم خانه
 کتاب راه آهن زیرزمینی
 کتاب خاک خوب