کتاب ریشه ها

اثر الکس هیلی از انتشارات امیرکبیر - مترجم: علیرضا فرهمند-جایزه پولیتزر

ریشه ها، اثر الکس هیلی، نویسنده معاصر امریکایی است. او در این داستان، زندگی خانواده و نیاکانش را به تصویر می کشد. پیام محوری این داستان، وضعیت نابسامان امریکاییان افریقایی تبار و بیان رنج ها و کاستی های زندگی آنها در دوران برده داری و پس از آن است. در نگاهی دقیقتر، نویسنده به شناساندن مفاهیم تبعیض نژادی، بردگی، بیگاری و زیر تملک دیگران بودن می پردازد و آن را محکوم می کند.


خرید کتاب ریشه ها
جستجوی کتاب ریشه ها در گودریدز

معرفی کتاب ریشه ها از نگاه کاربران
این کتاب رو بهتره همراه با کتاب @خوشه های خشم@ اثر جان اشتاین بک و کتاب @توسعه و مبانی تمدن غرب@ اثر شهید سید مرتضی آوینی مطالعه کنید تا یه دید کلی مقدماتی نسبت به شاکله غرب پیدا کنید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب خواندنی ای بود. خصوصا 150 صفحه ابتدایی اش که با لحنی شیرین و جذاب و با دقت و جزئیات فراوان، سبک زندگی آفریقایی های سه قرن پیش را حکایت می کرد. در این بخش ابتدایی، انقدر مجذوب کونتا -شخصیت اصلی رمان- و نحوه ی زیست او شدم و انقدر به دهکده و خانواده و فرهنگش دل بستم که با دل شوره ای مداوم چند صفحه جلوتر را چک می کردم تا ببینم مبادا زمان به دام افتادن و برده شدنش قرار است به زودی فرا برسد!... و وقتی که زمانش فرا رسید، می توانستم به راحتی چشمانم را ببندم و همانند او، دلتنگ تمام خاک و فرهنگ سرزمینش شوم و به خاطرِ برای همیشه از دست رفتن آن زندگی بسیط و سحرآمیز بغض کنم.
اما حقیقت این است که این زندگی جذاب که در روح و جان کونتا حک شده بود، واقعا در ادامه ی داستان به کلی از دست رفت. من فکر می کنم این تغییر و پرش اساسی از یک دنیای مقدس گونه، به زندگی روزمره و ذلت وار بردگی، به سبکی که نویسنده آن را روایت کرد، خواننده را اذیت می کند. گرچه زمان گذر از «آب های بزرگ» برای رسیدن به آمریکا، با جزئیات توصیف شده، اما به وضوح نسبت به بخش اول، خیال نویسنده در آن کمتر رها بوده و من می توانم بگویم که در درون خودم به عنوان خواننده ای که با کونتا همذات پنداری می کند، درد خیلی خیلی بیشتری را حس می کردم نسبت به آنچه نویسنده روایت می کرد.
این افت داستان، پس از رسیدن به آمریکا و رسما برده شدن هم بیشتر ادامه پیدا کرد و تنها اثر زندگی قبلی کونتا شد دلخوری از سیاهان آمریکایی و نفرت از سبک زندگی کافرگونه ی آنها. بنظر من نویسنده در روایت ماجرا چیره دست است، اما در فضاسازی و انتقال احساسات نه. خصوصا اینکه هرقدر داستان پیش میرود، شتاب زدگی در روایت بیشتر می شود و سرگذشت تعریف شده از آدم ها کوتاه تر.
اگر من جای نویسنده بودم، به احتمال زیاد (و به دلایل متعدد) به زندگی کونتا بسنده می کردم و هفت نسل را تا امروز پی نمی گرفتم. چون خیلی از زخم های روحی شخصیت های اصلی داستان، درست در اوج آنها، فراموش می شدند؛ زیرا صاحب آن زخم کنار می رفت و فرزندش جایش را در داستان می گرفت. برای مثال، فروخته شدن کیزی، قطعا زخمی مهلک برای کونتا بود؛ به حدی که باید اعتراف کنم پس از آن، من جرئت ادامه دادن داستان را نداشتم. اما در کمال تعجب دیدم که دیگر اثری از کونتا نیست و کیزی وارد دنیای جدید و زندگی جدیدی شده است. علاوه بر این، در این نسل ها هم اتفاقات مهمی رخ میدهد. مثالا فکر می کنم که آزاد شدن هم برای کسانی که تمام عمر برده بوده اند، حتما باید اهمیت زیادی داشته باشد. اما احساس برده ها ا ز آزادی شان به یک جشن دو جمله ای و یک بلاتکلیفی کوتاه خلاصه شد. نکته دیگر هم اینکه در گذر نسل ها، چیزی که زمانی اهمیت زیادی داشت (یعنی سبک زندگی مقدس گونه ی پیش از بردگی کونتا) به یک سری آوای بی معنی از لغات آفریقایی بدل شد که طی مناسکی خشک و باسمه ای برای هر نوزاد تازه متولد شده ی نسل کونتا تعریف می شد و هیچ اثری در سبک زندگی هیچ کدام از آنها نمی گذاشت.
البته پایان داستان، پایان خوبی بود. تصور اینکه نواده ششم کونتا، به سرزمینی برگشته که زمانی کونتا حاضر بود برای دوباره دیدنش هر کاری کند، تکان دهنده بود؛ نواده ای که از فرهنگ جدش چیزی نمیدانست و از مهر و عشق او نسبت به این سرزمین و این مردمان و درد و حسرت او بخاطر جدایی از آنها چیزی نچشیده بود؛ اما به همان سرزمین قدم می گذاشت و همان آدم ها را لمس می کرد... راستش از تصور این بازگشت که خیلی خیلی دیر انجام شده بود، به جای کونتا و به جای تمام آدم هایی که حسرتی به دل دارند و گنجی را به کسی می سپارند که هیچی از ارزش آن نمی داند، غصه ام گرفت.


مشاهده لینک اصلی
من از تحقیقات نویسندگان ریشه های خود و پیام کلی این کتاب قدردانی می کنم. مشکل من این بود که سبک نوشتن بی علاقه بود. این بد نبود اما کاراکترهای آن دو بعدی بود که من برای لذت بردن از داستان به طور کلی. آنها همه خالی بودند و من نمیتوانستم آنها را تشویق کنم یا احساس آنها را کردم. اما من متوجه هستم که چرا این کتاب برای برخی اهمیت دارد و چرا این موضع را دارد، من فقط ارزش ادبی که ظاهرا دارد را متوجه نمیشوم. به علاوه به اتهامات رعایت ادب، نمی تواند برای شهرت و احترام نویسندگان مفید باشد.

مشاهده لینک اصلی
رمان الکس هالیس بیش از فقط یک قطعه ادبیات برنده جایزه است، اما نگاهی به روح آمریکا در قلب زندگی، حتی اگر آن را در مناطقی که بسیاری از آنها مایل به دیدن فراموش شده را لمس کند. در بخش باز کردن رمان، هالی خواننده را به روستاهای کوچک گامبیا معرفی می کند، جایی که یک کوتا کینت متولد و بزرگ می شود. کونتا زندگی ساده ای را بررسی می کند، بلکه پیچیدگی نسبی را نیز به همراه می آورد، به طوری که او به یادگیری راه های مردمش می پردازد، همیشه درباره خطرات مرد سفید پوست که در سایه ها پنهان شده است هشدار داده است. همانطور که او درک درستی از فرهنگ او و وضعیت تبدیل شدن به یک مرد را درک می کند، کانتا یک حس قوی از خود را تقویت می کند. در حالی که یک روز در جنگل خوردن، او را اسیر و حمل بر روی یک کشتی برده، به مقصد مستعمرات آمریکایی است. این در اینجا است که هالی داستان را در جهت قاطعانه خود، با وحشت برده داری و درمان آن، می گیرد. همانطور که کنتا خود را به عنوان یک برده به عنوان یک برده (به عنوان بهترین که می تواند)، او می آموزد که وحشت او تنها آغاز می شود. پس از تلاش برای فرار، او به شدت مجازات شد و فرستاده شد تا در یک کشت و زرع دیگر زندگی کند، در حالی که او توانسته است بیشتر احساس خود را توسعه دهد و در عین حال از ذهنیت بندهای آمریکایی خودداری کند. به آرامی او به سبک زندگی یک برده متصل می شود و قادر به پیشبرد در کاشت، تا جائیکه ازدواج کرده و دارای یک فرزند خودش است. جوان Kizzy از پدر و مادری خود را از پدرش می آموزد، هرچند همان اشتیاق را حتی با خونریزی او از طریق رگهایش ندارد. به عنوان Kizzy رشد می کند، او می آموزد عاشق بخش آفریقایی از میراث او، هر چند نیز مستعد زندگی زندگی در امریکا است. قمار از خود او می بیند که او مجازات شده و به کشت و زرع جدید حمل می شود، جایی که او هرگز برای دیدن پدرش دوباره. به زودی حداقل از نگرانی های او، به عنوان بیشتر وحشت رخ Kizzy و او به زودی پسر، جوان جورج، نسل سوم Kinte زندگی در بردگی. Kizzy تلاش میکند تا فرزندان خود را به عنوان بهترین کارآیی خود در رابطه با صاحب ثروتمند برهنه کمتری بکار ببرد و برخی از مقادیری را که از Kunta یاد گرفته است، به وجود آورد. همانطور که او رشد می کند، جورج نیز محل خود را در مزارع توسعه می دهد و به یک دارنده ارزشمند برای استادش تبدیل می شود. این رابطه و پیشینه تاریخی از طریق روایت است که برخی از جنبه های کنجکاوانه داستان هالیس را جویا می شود، نه در گذار از کونتا به Kizzy و در حال حاضر به جورج و خانواده اش که باعث افزایش می شود. چهار نسل بعد، داستان های خود را در بخش دوم کتاب، داستان های خود را با مجموعه ای از برده ها (و در نهایت سیاهان را آزاد کردند) را که در تاریخ شفاهی Kunta Kinte با او همراه شده بود، چرخیدند. هیللی در زمانی که آمریکایی مجبور شد با گذشته خود به آینده نگاه کند، آینده ای را به پیش می برد، هیللی به عنوان یک ضرورت ضروری به نظر می رسد، زیرا او در مورد تاریخی که تنها در حال گذراندن صفحات کتاب های تاریخ مدرسه است، تحقیق می کند. باید برای خوانندگان خواند، صرف نظر از منافع شخصی آنها. انتشار کتابها با دوسالۀ آمریکایی همخوانی داشت، هرچند هیلی حاضر به قبول نشدن چیزی است که وجود دارد. داستان، بدون توجه به زمانی که گفته شد، آمریکا را شکل داد و نحوه برده داری دیده می شد، از طریق چشم کسانی که در زنجیره زندگی می کردند. در حالی که این کتاب در اواخر دهه 1970 پایه و اساس این موضوع را به کار بست، این امر به یک پدیده تلویزیونی تبدیل شد که بسیاری از مردم بیشتر می دانند که حقیقت هایی را که هرگز نمی خواستند کشف کنند. هالی نقاشی در مورد تجارت برده و شیوه زندگی را رنگ می کند، اما با حقیقت پشتیبانی می کند و یک روایت واضح است که به داستان کاملتری نسبت به متون مختلف تاریخ می پردازد. قبل از هرگونه تحویل به سواحل آمریکا، هالی با پیوند دادن به روایتی به جنبه های تیره تر و شومتری روابط نژادی و پذیرش تجارت برده و استفاده از بردگان در مزارع در سراسر منطقه استعمار، پیوند را با Kunta Kinte تسهیل می کند. با استفاده از رخدادهای تاریخی به عنوان یک پس زمینه، خواننده می تواند پیشرفت تجارت را ببیند و اینکه چگونه یک درگیری بین سیستم های باورهای بردگان وجود داشت. اعتقادات قوی اسلامی کونتانت با استعمار بسیاری از بردگان روی گیاهان، از سخنرانی آنها به اعتقادات مسیحی و حتی پذیرش استاندارد دوگانه آنها در ارتباط با درمان سفیدپوستان جوان نیست. در حالی که هالی در بسیاری از این زمینه ها را لمس می کند، او هیچ چیز را کم نمی کند و سعی می کند رویکرد یک طرفه را ارائه دهد که تلاش می کند تا سیاه پوستان را به عنوان قربانیان قربانی کند. هنجار نسل ها، فصل های دوم هالی را به روایت طوفان می کوبد، و خواننده را مجبور می سازد تا متوجه شود که این تنها جزء داستان نیست. کوتا کینت احتمالا بزرگترین پدر چهار ساله نویسنده بود و داستانهایی که در این کتاب به سر می برد، بازنویسی دهان زندگی است. با زبان و اصطلاحات زمانه تکمیل می شود، داستان در سطوح مختلف به زندگی می انجامد، و خواننده را مجبور می کند تا شخصیتی را انتخاب کند که خود را در طی سفر قرار می دهد. این یک قطعه اساسی از ادبیات است که نباید به گردآوری گرد و غبار در این ...

مشاهده لینک اصلی
این احتمالا کتابی است که داستان فکری تاریخی من را آغاز کرد. من در سالهای ابتدای نوجوانی به همراه کتاب \"قبیله کتابهای کویبیر\"، \"رفته با باد\" و \"سریال شمال و جنوب\" خواندم. من عاشق آن هستم که تاریخ را به زندگی به ارمغان می آورد. شخصیت های واقعی هستند و شما می توانید با موقعیت های خود - به خصوص Kunta Kintes - همدردی کنید. این عمل وحشتناکی از برده داری واقعی را انجام داد و این که چگونه آن را بی عاطفه ساخت. من فکر می کنم که خواندن آن در سن نوجوانی من را به یک شخص محترم تر تبدیل کرد. من همچنین دوست داشتم که چگونه این کتاب میراث فرهنگی آفریقا را توضیح داد. این یک کتاب زیبایی بافته شده است که از چندین نسل از اواسط 1700 تا 1940 به طول می انجامد.

مشاهده لینک اصلی
وای ... من به زودی یک بررسی FULL انجام خواهم داد.

مشاهده لینک اصلی
از بی بی سی چهارم: یک تصویر تاریخی برده داری آمریکایی، بازنگری سفر یک خانواده و اراده اش برای زنده ماندن، تحمل و در نهایت با وجود عواقب وحشتناکی، میراث خود را ادامه می دهد. اپیزوده 1 Juffere، غرب آفریقا، 1767 - جوان، افتخار Kunta Kinte در حال آغاز است به عنوان یک جنگجو Mandinka و آماده برای شروع به تفکر در مورد آینده خود را. اما خصومت با یک خانواده رقیب موجب می شود که او به رأی دهندگان انگلیسی برده شود که در حمل و نقل محموله های افراطی به آفریقا به آمریکا فروخته می شوند. پس از تلاشی برای شورش در کشتی، کونتا در نهایت به مریلند منتقل شد، جایی که وی توسط جان والر ویرجینیا توتون و تنباکو خریداری شده است. اما جنگجویان جوان روحیه ناپذیری آماده نیست که تحت تعقیب قرار گیرند. اپیزود 2: جنگ انقلابی آمریکا، 1782. ده سال پس از اینکه به عنوان یک برده خریداری شد، کونتا فرار می کند و برای مبارزه برای ارتش انگلیسی اداره می شود. اما امید او به آزادی به زودی به شدت خرد می شود. کونتا با دختر زیبایی Belle ازدواج می کند و دو دختر Kizzy دارد که یک زن جوان و پر زرق و برقی است که پدر و مادرش را به ارث برده است. هر دو عواقب خوب و بد را دارد. Episode 3: Young George - پسر Kizzy و برده دار تام لی - رشد می کند تا در مبارزه با خشونت دخالت کند. طغیان او و مهارت های آموزشی پرنده پرنعمت او نام مستعار جوجه جورج را به دست می آورند و او برای بسیاری از مبارزات تام لی، به عنوان یک مبارزه برای یک مرد آزاد می شود. Episode 4: پس از 20 سال در انگلستان، جوجه جورج راه بازگشت به آمریکا و به مزرعه تام لیز، جایی که او امیدوار است با خانواده اش متحد شود.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ریشه ها


 کتاب شکوفه های ارغوان و شراب نیمروز
 کتاب کشتن مرغ مینا
 کتاب دنیای آشنا
 کتاب خوشه های خشم
 کتاب دوره گردها
 کتاب زندگی بی دغدغه آمریکایی