کتاب سهره ی طلایی

اثر دانا تارت از انتشارات قطره - مترجم: مریم مفتاحی-جایزه پولیتزر

تئو دکر سیزده ساله، فرزند مادری فداکار و پدری که خانواده را ترک کرده است، مادرش را در یک حادثه‌ی تروریستی از دست می‌دهد و خود به طرز معجزه‌آسایی نجات پیدا می‌کند. تئو با کشته شدن مادرش بی‌سر و سامان می‌شود و در نیویورک تنها می‌ماند. خانواده‌ی ثروتمندی از دوستان او را در خانه‌ی خود می‌پذیرد. تئو که به شدت دلتنگ مادرش است سال‌ها به چیزی که او را به یاد مادرش می‌اندازد می‌چسبد: یک تابلوی نقاشی کوچک و مسحور کننده که در نهایت پای او را به دنیای تبهکاری باز می‌کند... ؛


خرید کتاب سهره ی طلایی
جستجوی کتاب سهره ی طلایی در گودریدز

معرفی کتاب سهره ی طلایی از نگاه کاربران
Goldfinchby Donna Tartt این بیشتر از رمان زیبایی نوشته شده است. این یک فلسفه زندگی است، یک نامه عشق به هنر عالی و نسخه ادبی یک نقاشی است. انسان هنر را می سازد، اما هنر ما را انسان می سازد. زندگی پر از مبارزه است، اما زیبایی که در این زندگی روبرو می شویم ممکن است چیزی باشد که ارزش آن را دارد. ********************************************** سه متلار و یک پروانه توسط آدریان کورته \"هندی اختراع میکروسکوپ،\" او گفت. â € œThe آنها جواهرات، سنگ زنی از لنز بودند. آنها می خواهند همه چیز را دقیق تر توضیح دهند زیرا حتی کوچکترین چیز ها چیزی را معنی می دهند. هر گاه مگس ها یا حشرات را در یک زندگی پایدار می بینید، یک گلبره خالی، یک نقطه سیاه روی سیب است. نقاش به شما پیام مخفی می دهد. شما به ما می گوئید که زندگی چیزهایی نیست که همه چیز به طور موقت باشد. مرگ در زندگی چرا اینطور نیست؟ شاید شما آن را در ابتدا با زیبایی و شکوفایی، کمی پوسیدگی مشاهده کنید. اما اگر نگاهی نزدیک تر به آن وجود داشته باشد، قورباغه *********************************** *********** یکی از بسیاری از لذت های این رمان، توصیف بصری چشمگیر و بی انتها شهر نیویورک است. هنگامی که صحنه حرکت به بیابان فرسوده حومه شهر لاس وگاس، این یک دیدگاه قابل توجه است. شخصیت ها و داستان های آنها با جزئیات بسیار غنی و غنی روبرو می شوند و افراد واقعی به من تبدیل می شوند. گپستو بلو در پارک مرکزی، منهتن، شهر نیویورک انزوا و انفجار مسکن در حومه بیرونی لاس وگاس. ***** ***************************************** مراجع متعدد و علائق به ادبیات کلاسیک وجود دارد در این کتاب بافته شده است. واضح ترین آنها عبارتند از: دیکنز (تارتت یک طرفدار بزرگ) و ادبیات قرن نوزدهم روسیه است، همچنین به عنوان «گلدن عصر @» ادبیات روسی شناخته می شود. Theo یک روز مدرن Pip (انتظارات بزرگ) است. مادر هنرمند او آدری نام دارد (Holly Golightly از صبحانه در Tiffanyâ € ™ s). یک نیمکت معروف پارک مرکزی، ملاقات Theo با مادرم به همین معنی است که هولدن کولفیلد درThe Catcher در Rye @ بازدید می کند. هابی، روز مدرن جو گرگری (انتظارات بزرگ)، یک مرد مهربان است که مبلمان را در یک فروشگاه عتیقه جذاب (فروشگاه کنجکاوی قدیمی) بازسازی می کند. شریک جیمز Theios در جرم و جنایت، بوریس، شخصیت یادآور The Doodger Artful از @ Oliver @ است. یک بخش کامل از این کتاب به نام رد Dostoevskys، @ Idiot @ نامگذاری شده است. بوریس چند پاراگراف را تجزیه و تحلیل می کند @ The Idiot @ و پیام تاریک آن در مورد زندگی. بوریس نام مستعار ما را به نام @ Potter @ و این مرجع ایجاد می کند کنتراست تنگ بین ناز، سلامت هری پاتر با رئالیسم غم انگیز Theos زندگی به عنوان یک یتیم از دست رفته. یک خانواده قدیمی و ثروتمند منهتن، Barbours، نیویورک زندگی پرجمعیت و ظاهری ایده آل را به تصویر می کشد. آنها در یک آپارتمان فوق العاده غرب همراه با تزئینات با مبلمان بی ارزش و نقاشی های بزرگ نفتی تاریک جنگ های دریایی زندگی می کنند. (عصر بی گناهی، بزرگ گتسبی). هنر تقریبا در هر شکل در کتاب نشان داده شده است: هنرهای زیبا، موسیقی، فیلم، فیلمبرداری، ادبیات، حتی مبلمان ترمیم عتیقه. من 36 اثر ادبیات کلاسیک را که در The Goldfinch، 24 فیلم کلاسیک، 20 نقاشی بامزه و دوازده موسیقی نوازنده و قطعه موسیقی یادآور شده است، شمارش کردم. شخصیت های کتاب در زندگی خود از طریق هنر و روند خلاقانه معنی می یابد: Hobie از طریق بازسازی مبلمان، Pippa از طریق موسیقی او، Fabritius از طریق نقاشی خود، Donna Tartt از طریق پروسه. این بیش از یک داستان عالی است. یک فلسفه درباره زندگی است. آخرین 10 صفحه رمان، تمام زیرنویس های دست کم از زندگی، عشق و هنر را جمع می کند و آن را به سطح می کشد. اگر کارهای اشتباه در زندگی انجام می دهید، اما به دلایل درست؟ چطور یک ارزش ارزش V / S از یک اثر هنری را متفاوت می کند؟ یا یک کار معتبر V / S تقلبی است؟ آیا اثر هنری روح، جوهر و روح زندگی را جذب می کند؟ زندگی سخت و بی رحمانه و کوتاه است؛ چه نقطه ای هنر می تواند به ما امید بدهد و ارزش زندگی را به ارمغان بیاورد؟ شاید حقیقت نهایی وجود ندارد، تجربه الهی متعالی نیست. شاید اعمال ما از عشق، فراتر از خیر و شر است. شاید کار هنرمندان این است که تسلیم نکنیم، اما برای مقابله با این احساس خلأ، یک پادزهر پیدا کنیم. شاید امید داشته باشید، حتی اگر این فقط یک توهم باشد، دلیل برای ادامه دادن است. شاید زیبایی که ما در زندگی داریم، چیزی است که ارزش آن را دارد. برای رسیدن به این کتاب 10 سال طول کشید تا Donna Tartt. ارزش انتظار داشت.

مشاهده لینک اصلی
داستان تخیلی بزرگسالان. The Goldfinch کتابی بود که سال گذشته آن را خواند، بنابراین من آن را خواندم. خوشبختانه این چند هفته گذشته اصلاح شدم! داستان Theo جوان است که مادرش در یک انفجار تروریستی در موزه متروپولیتن در نیویورک میمیرد. در این هرج و مرج، Theo فرار با نقاشی مورد علاقه مادران خود، The Goldfinch، یک شاهکار بی ارزش هلندی است که گنجینه مخفی Theos است و همچنین آلباتروس در اطراف گردن او. داستان داستان Theo را به بزرگسالی می پیوندد، از طریق یک سری از تراژدی ها و تصادفات، تا زمانی که نهایتا او باید با توجه به نقاشی گمشده مواجه شود. این رمان بخشی از آثار تاریخی، بخشی از رمز و راز است، بخشی از نشستن در مورد ارزش یک زندگی انسانی در برابر ارزش هنر است. نوشتن در عین حال قابل تحسین است. شخصیت ها به طرز شگفت انگیزی تحریک می شوند. Tartt می داند که چگونه خوانندگان را با طرح قطعی درگیر می کند، با این حال داستان در مورد خیلی بیشتر از چیزی است که با Theo و نقاشی اتفاق می افتد. آن را در مورد از دست دادن و غم و اندوه و وفاداری. خواندن قابل توجه آن است. تقریبا مجبور شدم کتاب خواندن را متوقف کنم وقتی Theos neer-do-well پدر در صحنه آمد، زیرا او چنین الاغی بود که می خواستم او را خفه کنم، اما بعدا در این کتاب، تارتت حتی این شخصیت را قابل فهم، حتی اگر دلسوز هم نباشد. و بوریس . . چه خلقی اگر هیچ چیز دیگری، این کتاب را برای دیدار با بوریس بخوانید.

مشاهده لینک اصلی
من آن را تمام کردم. و آن عالی بود. (بازبینی)

مشاهده لینک اصلی
*** برنده جایزه پولیتزر برای داستانی 2014. تبریک تولدت مبارک ***\nâ € و من امیدوارم در اینجا یک حقیقت بزرگتر در مورد درد و رنج در اینجا، و یا حداقل درک من از آن - اگر چه من متوجه شدم که تنها حقایق که برای من اهمیت دارند، آنهایی که من نمی دانم ™ T، و نمی توانید، درک کنید. چه مرموز، مبهم و غیر قابل توضیح است. چه چیزی را در یک داستان قرار ندهید، چه چیزی داستان نداشته باشد؟ به خاطر اینکه - اگر آن گلدان خاص (و بسیار خاص) هرگز اسیر نگردیده یا متولد نشده باشد، در برخی خانوارها نمایش داده می شود که در آن Fabritius نقاش توانست آن را ببیند؟ هرگز نمیتواند فهمید چرا مجبور شد در چنین فاجعه ای زندگی کند: به نظرم منحصر به سر و صدا، با دود، سگهای لجن، بوی پخت و پز، طعم نوشیدنی و کودکان، که در کوتاهترین زنجیران پرواز می کردند، ناامید شده بود. با این حال حتی یک کودک می تواند شأن خود را ببیند؛ سرگیجه از شجاعت، همه پوسته و شکننده استخوان. ترسو نیست، حتی ناامید نیست، بلکه پایدار است و جای خود را نگه می دارد. رد شدن از جهان. \"The Goldfinch by Carel Fabritius 1654 این داستان با اقدام تروریستی در روزهای اخیر نیویورک آغاز می شود، اما این داستان نیز می تواند در سال 1654 آغاز شود، زمانی که فابیتیوس با دست راست خود نقاشی کرد شاهکار، یک پرنده ی گل سرخ، یک گلدان. Theo Decker یک کودک است، و مادر با هنر دست و پنجه نرم می کند. او اغلب می تواند به خرید ناهار بروید تا پول کافی برای رفتن به موزه داشته باشید. هنگامی که فرد در مورد تغذیه روح است، آسان است از غذا رها کنید. او به ویژه می خواهد Goldfinch را ببیند و می خواهد این تجربه را با Theo به اشتراک بگذارد. â € Sheâ € ™ s هرگز نقاشی بزرگ در شخص تا زمانی که او را هجده و به نیویورک نقل مکان کرد و او مشتاق بود برای زمان از دست رفته را تشکیل می دهند - سعادت خالص، بهشت ​​کامل، â € ™ â € گفت، تا گردن در کتاب های هنری و جلوگیری از اسلایدهای قدیمی (Manet، Vuillard) تا زمانی که چشم انداز خود را شروع به تار شدن (\"دیوانه\"، او گفت، \"اما من می توانم کاملا خوشحال باشم اگر می توانم به نقاشی های نیم وجوه مشابه برای بقیه زندگی خود نگاه کنم. نمی توانم فکر کنم راهی بهتر برای رفتن به دیوانه است.) ما هنر داریم به منظور از حقیقت نمی میرند. \"---- Nietzsche در سال 1992، Donna Tartt دارای یک پیکسی زیبا بود که الهام بخش داستان های ادبی از ساحل به سمت ساحل بود. Dont Tartt استاد زبان است، اما او واقعا عالی است، زمانی که او در حال نوشتن مردم . این توصیف مادر Theoâ € ™ ثانیه او قبل از من من را نشان داد که اگر او گوشت و خون در اتاق با من بود. â € او موهای سیاه، پوست عادلانه که در تابستان شایع شد، چشمان چین و آبی با تعداد زیادی نور در آنها بود، و در دامنه گونه های او، مخلوط عجیب و غریب قبیله ای و سلتیک گرگ و میش بود که گاهی اوقات مردم حدس می زد او ایسلندی بود. در واقع او نیمه ایرلندی، نیم چروکی، از یک شهر در کانزاس در نزدیکی مرز اوکلاهما بود؛ و او دوست داشت که مرا بخواند، با صدای خودم را صدا بزند، حتی اگر او به عنوان یک اسباب بازی به عنوان براق و شاد و شیک باشد. \"The Dead Goldfinch by George Elgar HicksWhile در موزه یک بمب تروریستی در لحظه ای که Theo از آن جدا شده است، منفجر می شود. مادرش. او هرگز او را نمی بیند به طرز وحشتناکی او با یک حلقه فروش عتیقه فروشی که در دست او توسط مالک مرگبار قرار گرفته است، و نقاشی The Goldfinch می رود. Theo با یک دوست خود Andyâ € ™ ثانیه برای یک زمان قرار می گیرد. آنها در خیابان پارک زندگی می کنند و هر چند تلاش می کنند که احساس خوشحالی کنند، غیرممکن است که او هرگز به غیر از یک مورد خیرخواهانه احساس کند. خانم بارور از یک خانواده اجتماعی با یک اسم قدیمی هلندی، خیلی سرد و بلوند و یکنواخت بود که بعضی اوقات به نظر می رسید بخشی از خون است. او شاهکار آرامش بود؛ هیچ وقت او را ندیده و ناراحت نکرد و اگرچه زیبایی او را نداشت، مغزش به زیبایی خیره شد - سکوت چنان قدرتمند بود که مولکول ها در اطراف او مجددا در یک اتاق قرار گرفتند. »برای همه خانم Barbourâ پول و قدرت اجتماعی درک شده او نمیتواند یک چیز را ... یک نسل خون بگیرد. او احساس گناه می کند و هنگامی که Theoâ € ™ ثانیه مدت ها رفته، طولانی از دست داده است، پدر ظاهر می شود. او عطر پول بیمه را در بینی اش دارد. او دارای اعتیاد به قمار است که وقتی برنده می شود، پول خرج می کند، اما زمانی که وی را از دست می دهد، نیاز به پول نقد دارد. او همه چیز را از اموال همسرش می فروشد که می تواند فروخته شود و Theo را به لاس وگاس منتقل کند. پدرش پدرش چند سال قبل از شستشو در چند قسمت از هالیوود بازی کرد. â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € | یازده تن، یک گانگستر تنبل و خشن، که برای از دست دادن چیزی کم نداشت. با این حال، حتی در اوج خستگی اش، او همچنان با نگاه غم انگیز و کمی قهرمانانه از دغدغه دانش آموزان، از آنجایی که به سمت پاییز، نیمه ویران و بی دقت از خود رنج می برد، هنوز هم تکان خورد. \"من نمی خواستم فکر کردم ممکن بود Donna Tartt به نظر گرترود استین نگاه کند. به طور جدی که من باید به صحبت در مورد T ...

مشاهده لینک اصلی
1.5 ستاره موارد اسرارآمیز رتبه بندی کاهش، کودکانی. من نمی دانم از کجا شروع کنم در توصیف تجربه من در مورد این عظمت عظیم عظیم. من کمتر از 200 صفحه از آن را به اتمام رسانده ام اما نمی توانم ادامه دهم. یک خلاصه کوتاه (و پیچیده) از تجربه من با این کتاب: اول 200 صفحه = این ظالمانه بسیار عالی! پنج ستاره برای اطمینان بعد 200 صفحه = گرفتن واقعا بیمار تئو و بوریس و سوء مصرف مواد. چهار ستاره، اما تنها اگر آن را به زودی بهبود می بخشد. بعدا 170+ صفحه = مشاجره نویسنده خود را به یک گوشه نوشته است، اما به سختی درگیر است. سه ستاره، به دو ستاره رسیده و در نهایت ستاره ی ستاره ی 1.5 است، زیرا نمی توانم خودم را به پایان برسانم. روزها، من بیشتر از 8 یا 10 صفحه در روز دارم. من نفرت شخصیت ها، نفرت کتاب، و آمده به نفرت نویسنده چرا که او 10 سال طول کشید برای نوشتن یک کتاب است و می خواهد ما را به 10 سال دیگر آن را بخوانید. Pffffffft ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سهره ی طلایی


 کتاب اتحادیه ی ابلهان
 کتاب روایت یک مرگ در خانواده
 کتاب بر باد رفته
 کتاب همدرد
 کتاب پل سن لوئیس ری
 کتاب مترجم دردها