کتاب پل سن لوئیس ری

اثر تورنتون وایلدر از انتشارات افراز - مترجم: علیرضا دوراندیش-جایزه پولیتزر

پل سن‌لوئیس‌ری رمانی است که باعث تثبیت تورنتون وایلدر در ادبیات امریکا شده است. این کتابِ برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر ۱۹۲۸ شکل و سبک روایی بسیار خاصی دارد و بیشتر به ادبیات امریکای لاتین نزدیک است. از طرفی این کتاب با درون‌مایه‌ی فلسفی‌عرفانی‌اش قرابت کم‌نظیری با ادبیات و فرهنگ فارسی و شرقی هم دارد، به‌طوری‌که ردپای بسیاری از باورهای فرهنگی و دینی مشرق‌زمین را می‌توان در آن دید و این موضوع شاید چندان عجیب نباشد وقتی در زندگی‌نامه‌ی نویسنده می‌خوانیم که وی بخشی از زندگی‌اش را در مشرق‌زمین گذرانده است


خرید کتاب پل سن لوئیس ری
جستجوی کتاب پل سن لوئیس ری در گودریدز

معرفی کتاب پل سن لوئیس ری از نگاه کاربران
بعضی می گویند که ما هرگز نمی دانیم و به خدایان مانند مگس هایی هستند که پسران در روز تابستان کشته می شوند و بعضی می گویند، برعکس، جاروهای زیادی پرنده ای را نمی بینند با انگشت خدا خراش داده می شود. (12) بدون لرزش چشم، تورنتور وایلدر داستان کوتاه خود را با معضل ماهیت اراده الهی و در نتیجه درگیری بین سرنوشت و تصادف، ایمان و عقل، معنا و پوچ بودن. در قرن هجدهم در Perú، \"پل سان لوئیس ری\" بر روی سقوط پل اجدادی ذکر شده در طول هژمونی اینک که سرمایه لیما را با شهر تجاری کوزو، جان پنج نفر را که در لحظات دقیقی از حادثه مرگبار عبور کرده بودند، از بین می برد. â € œEither ما با تصادف زندگی می کنند و به طور تصادفی می میرند، و یا ما با برنامه زندگی می کنند و توسط طرح می میرند. »(p.9) سوال پنهان در پشت صحنه که اینکه آیا دست خدا بود انجام برخی در تراژدی منجر برادر درخت عرعر به شک و بررسی 5 نفر که در جستجوی برخی از الگوهای منطقی در مرگ آنها در حالی که فراموش کردن که عمل اعتقاد به پذیرش بی معنی است، که در نهایت به فاجعه بار برای برادر پرس و جو ثابت می کند. Marquesa de Montemayor قلب خود را در حال نوشتن نامه های احساسی سرپرست خانم کلارا، که در اسپانیا ازدواج کرده و می تواند مادرش را حفظ کند، اعلام کرد که عشق مادرانه اش تقریبا وسواسی است و نیاز به پذیرش احساس مسئولیت پذیری به جای تنها دخترش را دارد. پپیتا، دستیار Marquesa، که توسط Abbess در کلیسای سانتا María رزا د لس Rosas مطرح شده است، خودخواهانه وفادار خود را معشوقه ارائه می دهد، اما تلاش پی درپی Pepitaâ € ™ ثانیه بدون توجه به Marquisa مضحک عبور می کند. Manuel و Esteban هستند دوقلوهای تله پاتی که در همان محفل سانتا ماریا رزا د لا راساس به عنوان نوزادانی که به رسولان تبدیل شده بودند، باقی مانده بودند. استوبن برادرش را تحمل می کند و هنگامی که او عشق راز را پیدا می کند، عذاب می بخشد. مانوئل پرورش دهنده برای کامیلا Perochile، یک بازیگر معروف است، که به طور ناگهانی رابطه نزدیک برادر را تهدید می کند، و او را آگاه می کند که عشق برادرانه Manuel کمتر از خود. وقتی که برادر عزیزش زانوی خود را با یک قطعه فلزی از بین می برد و عفونت عظیمی را می کشد، عصبانیت را از بین می برد، و Esteban ویران می شود و بدون هدف در زندگی است. Uncle PÃo یک مرد خود ساخته است؛ محترم، مدیر و محافظ از بازیگر پیشین که محبوبیت ستاره ای خود را در نمایشگاه های لیما راه اندازی می کند. پس از داشتن روابط عاشقانه با وکیل پرو، که سه فرزند دارد، کامیلا تصمیم می گیرد که اقدام کند تا به یک خانم واقعی تبدیل شود. پس از آنکه عمو پائوش تلاش ناکام را برای متقاعد کردن او به بازگشت به صحنه انجام داد، او را متقاعد می کرد اجازه دهد تنها پسر او برای همراهی با او برای یک سال آموزش ببیند. زمانی که این افراد ظاهرا غیرمستقیم در روز جمعه سرنوشت ساز در ماه ژوئیه بیستم، آنها از بین می رود و به طور ناگهانی مانند مورچه های ناچیز آب رودخانه در کنار پل San LuÃs Rey، زندگی خود را، رویاهای خود و قطعنامه های جدید خود را با آن. چه نیرویی آنها را مجبور کردند تا در فواصل زمانی خاصی از بدبختی در پل حرکت کنند؟ آیا آنها توسط برخی از پراویدن الهی برای برخی از هدف نامشخص انتخاب شده بودند؟ مراقب باشید هر چند. از آنجایی که کسانی که زنده ماندند ممکن است حکمت کمتری کسب کنند، ممکن است کمتر از کسانی که مقبول و یا به طور اتفاقی به مرگ محکوم شده اند کمتر زندگی کنند، زیرا برادران Juniper بازتابی از اعتصابات فاجعه است: \"همه می دانند که در جهان ما هیچ کاری انجام نمی دهیم، چرا این افسانه خودخواهی را ادامه دهید؟ چرا این چیز را زنده نگه می دارد، این شایعه بی علاقه بودن؟ پنج شخصیت متوفی در داستان ویلدر، مشترک بودن تنهایی، دلهره و ناامیدی است. شاید کلید کل سوالات پاسخدهنده وجود داشته باشد. شاید رد شود، باید یک پل تمثیلی برای پیدا کردن عشق و آرامش در جهان زندگی و یا در جهان از بین برود. شاید انسانهای ناچیز بخشی از یک طرح غیر قابل تشخیص بیشتر از جهان است. شاید هیچ چیز اسکریپت نداشته باشد و تصادفی فریبکارانه جهان را اداره کند. اما حتی در موارد بی نظیر از سناریوها، گمراه کردن انسان ها باید از پل ترس عبور کند و شجاعت آن را برای دوست داشتن بعضی وقت ها یا دیگران پیدا کند. و عشق، دوست من، شاید تنها و تنها پاسخ باشد. â € œ حتی حافظه برای عشق ضروری نیست. سرزمینی زندگی و سرزمین مرده ها وجود دارد و پل عشق است، تنها بقای، تنها معنی. »(ص 142)

مشاهده لینک اصلی
رولهای جایزه پولیتزر برای من یک کیسه مخلوط بوده است، بنابراین من به این برنده 1927 بدون انتظارات زیاد نزدیک شدم، به خصوص به این خاطر که نسخه فیلم من چند سال پیش دیده ام، اما خوب نیست، اما همه چیز به یاد ماندنی نیست. در فقط چند صفحه، به عنوان نگه داشتن پست را برداشت - آن را یادداشت برای قرار دادن ایده ها و نقل قول. ابتدا من جذابیت ظریف متن و جرقه های متناقض نویسندگان را به خود جلب کرد، اما این زیبایی های قرون وسطایی به زودی تحت تاثیر درد و رنج شخصیت ها بود، هر دو آنهایی که در فروپاشی سن لوئیس ری پل، و کسانی که پشت سر گذاشته شده اند. کتاب با فصل مقدماتی باز می شود، جایی که نویسنده - مانند یک معلم خوب - موضوع تکمیلی را برای دانش آموزان / خوانندگان خود ایجاد می کند. برادران Juniper، یک راهب فرانسیسکن، شاهد فروپاشی یک پل باستانی اینکا در سال 1714 است و تصمیم میگیرد که برنامه خدایان را برای بشریت الهی بپردازد، با در نظر گرفتن اینکه چرا پنج قربانی این حادثه انتخاب شد و نه شخص دیگری: اگر وجود داشته باشد هر گونه برنامه ای در جهان، اگر هر الگوی در یک زندگی انسانی وجود داشته باشد، مطمئنا می توان آن را به طور اسرارآمیز پنهان در این زندگی کشف کرد که ناگهان قطع شود. یا ما به طور تصادفی زندگی می کنیم و یا به طور تصادفی می میریم، یا ما با برنامه زندگی می کنیم و با طرح زندگی می کنیم. در یک زمان زمانی که بازجویی هنوز در جهان اسپانیا تسلط پیدا کرده است، شجاعت است تا سعی کنید چیزها را به وسیله ی خود بسنجید، به جای کورکورانه پذیرفتن سنت از رهبران کلیسا، اما برادر جنرال، مانند هر یک از ما ، شک و تردید دارد و شش ساله را از طریق هر جزئیات کوچکی از پنج زندگی که کوتاه می شود، صرف می کند: او صرفا می خواست به اثبات آن، به لحاظ تاریخی، ریاضیات، به تبدیلاتش - تبدیل به ضعیف شدید، چنان کند و باور داشت که دردشان برای زندگی خودشان به زندگی خود وارد شدند. مردم همیشه به دنبال اثبات صدا خوب بودند؛ شک و تردید در جنس انسانی ابدی است، حتی در کشورهایی که آزار و اذیت می تواند نظرات شما را در چشمان شما بخواند. نویسنده اظهار داشت که ایده این رمان از گفتگو با پدرش درباره ماهیت الوهیت آمده است: خصلت های خداناباورانه، خدا را به راحتی به عنوان یک مدرس کوچک که به طور مرتب وزنه بزنید، بر علیه شایستگی گناه می کند، انعطاف پذیر و قدرتمند. این موضوع تلاش برای تعیین آنچه که یک زندگی را تایید می کند و هدف آن، جایی است که مناسب برای دنبال کردن در یک جهان احتمالا دلخواه است، من می توانم به طور کامل درگیر با آن، حتی اگر من شخصا به هیچ یک از فرقه های تاسیس شده مشترک نیست. برخی می گویند که ما هرگز نمی دانیم و به خدایان ما مثل مگس هایی است که پسران در روز تابستان کشته می شوند و بعضی دیگر می گویند، برعکس، جوراب های بسیار پر پرنده ای نیستند که از بین برده اند انگشت خدا. پس از معرفی کمی آکادمیک، بقیه داستان برادر Juniper را به وظیفه خود بر می گرداند و بر شخصیت قربانیان تمرکز می کند. در اینجا استعداد نویسنده واقعا درخشان است، هر دو در نقاشی یک زندگی پر جنب و جوش داخلی در تنها چند پاراگراف، و در رفتن مستقیم به ماهیت انگیزه هر فرد، نادیده گرفتن جزئیات جزئی که برادر جواد جواهرات کاذب. از اولین داستان دانا ماریا، مارکسیا د مونتمایور و همراه او پپیتا، روشن می شود که ویژگی مشخصی که باید مورد بررسی قرار گیرد، ظرفیت عشق است: در مورد دانا ماریا - عشق پدرانه و پپیتا - عشق شاعرانه . بعدها موضوع عشق به جای شجاعت جایگزین خواهد شد، برای ترک خودخواهی و صداقت در پذیرش اشتباهات خود جایگزین می شود. داستان دوم درباره عشق برادرانه و عشق پرشور، فداکاری و درد از دست رفتن دوست داشتن است یکی استبان و مانوئل دوقلوهای یکسان هستند، در یک کلیسا بزرگ شده و بعدا ماجراها را در جاده ها به اشتراک می گذارند زیرا دست خود را به کارهای موقتی سعی می کنند. Esteban در ابتدا توسط عزت خود به برادرش تعریف شده است، و بعد از آن با احترام در مورد چیزهایی که باقی مانده اند، و مسیرهایی که گرفته نشده است. داستان سوم مورد علاقه من است: داستان مهاجم متولد شده، هیجان انگیز، روح آزاد و استیوی لیبرتی - Uncle Pio. او مرد مسن تر است که احتمالا همه چیز را دیده است و حداقل یک بار آن را امتحان کرده است. او خسته و عاقلانه است، اما کاملا بدون تلخی: چشمان او غمگین هستند مانند گاوهایی که از دهقان جدا شده اند. . به عنوان یک روز مدرن Pygmalion، او یک جواهر خشن از یک دختر آواز خواندن آهنگ های محبوب در Taverna پیدا کرده است، و او را تحت فرمان او، او را آموزش و گرامیداشت او را به حرفه ای بزرگی به عنوان بزرگترین بازیگر زمان خود را. هنگامی که پروتئین وی برای او دور می شود، تلاش می کند با پسرش، پنجمین و آخرین قربانی حادثه، و تجسم بی گناهان کامل در این بازی از حقوق و اشتباهات وزن، شروع شود. از عمو پیا می آید بخش مورد علاقه من، یکی که به من از Chance Wayne از @ شیر پرنده جوانان @ و مشاهدات خود را در فانوس دریایی در مورد اینکه چگونه تنها دو نوع از مردم در جهان وجود دارد یادآوری کردم. این ت ...

مشاهده لینک اصلی
4.5 ستاره این یک رمان کوتاه است که جایزه پولیتزر را در سال 1928 به دست آورد و اغلب در فهرست بزرگترین رمانها ذکر شده است. این در پرو قرار دارد و بر روی سقوط یک پل طناب تمرکز دارد که پنج نفر را کشت. فرانسيسكان شاهد فروپاشي است و مشخص مي كند كه چرا اين پنج نفر مردند و نه ديگران. برادر Juniper احساس می کند که ذهن خدا باید منطقی و قابل شناخت باشد و باید یک روش علمی برای کار کردن باشد که چرا این افراد خاص می میرند. بنابراین او قصد دارد همه چیز را در مورد پنج نفر که درگذشته و داستان های آنها بزرگترین کتاب است پیدا کند. برادران تره فرنگی تمام اطلاعات خود را مشخص می کند و نمی تواند به هیچ نتیجهای پایبند بیافتد. متأسفانه کلیسای کارهای او را کم رنگ می کند و او و کتابش سوزانده می شوند. وایلدر گفت که کار او منعکس کننده استدلالی بود که او با پدرش داشت، که کالوینیستی سخت بود. وایلدر پرسید «آیا در جهت زندگی خود فراتر از خواسته فردی خود یک جهت و معنی دارد؟» این بدان علت نیست که چرا چیزهای بد برای افراد خوب اتفاق می افتند و هیچ ابهامی نیستند. من قصد دارم قابل پیش بینی و نقل قول همان پاساژ هر کس دیگری می کند، چرا که با توجه به آنچه وایلدر گفت، ناخن بر روی سر است، اما ما به زودی می میریم و تمام حافظه از این پنج زمین را ترک کرده است، و ما خودمان را برای مدتی دوست داشتیم و سپس فراموش کردیم. اما عشق کافی خواهد بود؛ تمام این دلایل عشق به عشق بازمیگردد. حتی حافظه لازم برای عشق نیست سرزمین زندگی و سرزمین مرده ها وجود دارد و پل عشق است، تنها بقای، تنها معنی. »این در واقع همه چیز در مورد عشق است. هر کدام از دیگر سوالات فلسفی و مذهبی، مورد توجه قرار گرفته است، این نکته است؛ پل واقعی فیزیکی نیست بلکه در قلب است. به همین دلیل رمان خیلی اغلب نقل قول و به یاد میآید. نویسندگان و نویسندگان مانند دیوید میچل، آین رند، جان هریشی و استفن کینگ، آن را ارجاع داده اند. سه فیلم وجود دارد (یکی از بازیگران کتی بیتس، رابرت دنیرو، گابریل بایرن، فری ماری ابراهیم و جرالدین چپلین در میان دیگران). حتی یک اپرا وجود دارد! تونی بلر آن را در مراسم یادبود برای حملات 11 سپتامبر نقل کرده است. این احساس یا مودلن نیست (شاید شاید کمی)، اما این مربوط به ارتباط بین مردم است تا ارتباطات بین انسانها و نمرات برخی از مدرسان کیهانی و اتخاذ تصادفات.

مشاهده لینک اصلی
@ برخی می گویند که ما هرگز نمی دانیم و به خدایان ما مانند مگس ها که پسران در روز تابستان کشته می شوند، و برخی می گویند، برعکس، جوراب های بسیار پر پرنده ای را که از طریق آن انگشت خدا. @ و برخی از ما می گویند که ما هرگز نمی دانیم، توقف کامل. نه ما بازی های خدایان ثابت هستیم، و نه ما در دستان غم انگیز غایب غیر قابل بیان که در آسمان وجود دارند، کمال میزنیم. فکر کردم این همه در قرن هجدهم از بین رفته بود - مشکل قدیمی Theodicy، که به همین ترتیب لایبنیتس تحقق یافت، آیا همه آنها در سال 1755 هنگامی که زمین لرزه لیسبون کشته شد ده ها هزار نفر؟ ولتر خاطرنشان کرد: این کار به سختی میتواند کار خیرخواهی خوش خیم و ناسازگار باشد. هاینریش فون کلیست این موضوع را دوباره در سال 1806 در داس اردبن در چیلی بر اساس یک زمین لرزه تاریخی در سانتیاگو دیل شیلی در سال 1647 به کار گرفت. داستان کریستین یک اتهام کاملا رادیکال از هر تلاشی برای تفسیر بلایای طبیعی به عنوان اراده خدا است. این کار تنها می تواند با انجام کارهای عجیب و غریب انجام شود که عواطف طبیعی را خشمگین می کند - در داستان او این امر نه تنها بی معنی، بلکه تکان دهنده، خشونت آمیز و ناخوشایندی فاجعه آمیز است. بنابراین وایلدر در حال شخم زدن به خوبی کار می کند، که هنوز هم بر روی این سؤال در سال 1927 در حال چرخش است. من فکر می کنم حتی اگر شما موجودات متعالی را ترک کنید، این احساس عدالت طبیعی همچنان باقی است. انسانها یک خط مستقیم بین علت و اثر را دوست دارند، که در خود ما در دنیای متفق القول ما بحث برانگیز است. اما حتی فریبندهتر این ایده است که برای هر اثر باید یک علت داشته باشد. نه، گاهی اوقات چیزها صرفا تصادفی هستند. یک تلخه چرا من؟ یک سوال من نمی توانم با آن ارتباط برقرار کنم. چرا من نه؟ چرا باید بپرسید که چرا؟ این سوال بسیار پوچ است. اساسا، این نتیجه گیری است که وایلدر نیز می رسد. ما مورچه ها هستیم، و ما می توانیم در هر زمان به فروتنی برسیم. ما برای مدتی در اینجا هستیم، سپس ما میمیریم. عشق کافی است عشق تنها بقا است، معنای تنها.

مشاهده لینک اصلی
شاید یک کتاب نقد و بررسی در مورد ارتباطاتی که ما بین ما بسازیم، تورنت وایلدر 1928، رول برنده پولیتزر یک مقیاس بزرگ Gatsby-Heart of Darkness از یک کتاب است، با همان نوع مختصر مختصری که دو تا از آنها مشهور هستند . این کتاب همچنین برخی از ایده هایی را که در آن زمان در کانون مدرنیستی به چشم می خورد، نشان می دهد، همه ایده هایی که پیشتر از ادبیات پومو متا فیکو بود که حدود 40-50 سال بعد بود. اغلب اوقات این قلمرو خوب است، در حالی که هنوز تازه بوده است، قبل از شکسته شدن، داستانهای چندبعدی به عنوان قانون، پیش از آن که همه چیز را به حوزه های محبوب تر سرگرمی می برد (نگاه کنید به سقوط، آغاز و ugh ...) نه صبر کنید .... روز ولنتاین hhuuuuuuuurrrrlllll). من هیچ چیزی در برابر آن ندارم؛ من در واقع نسبت به این نوع داستانها گره خورده ام، اما خوب است نگاهی به مراحل ظاهری نوجوانان از شکسته شدن نور، قبل از جویس، فاکنر، پیشاهنگان وللف به خط مقدم کانون رسیدند، به عنوان نویسندگان بزرگ به عنوان christened آنها امروز و قبل از نسل اول \"خدمه Pynchon، Gaddis\" و نسل دوم \"DFW، Mitchell\" هر دو این سبک را به شدت مطلوب نوشتند. قبل از اینکه همه چیز نوشتار \"به نظر می رسد مانند زمان ساده تر، بسیاری از نویسندگان کمتر، مانند آستانه پایین تر از کتاب برای رسیدن به مطلوب، مطلوب، نامحدود\" قبل از همه \" تورتون وایلدر، مختصر، نوای طول اپوس، پل سن لوئیس ری. اولین مورد علاقه من به آن بود که به توصیه آقای آقای میچل، که آن را کوچکترین کتاب نامیده بود. او یک خط از فصل باز را به عنوان epigraph برای اولین بار از Ghostwritten استفاده می کند و همچنین شخصیتی از کتاب Cloud Atlas بعد از پل: San Luisa Rey نامیده می شود. در حالی که من کاملا موافق با D. Mitch در مورد آن شاهکار نیست، من برخی از درخشش آن را تشخیص. و هر کسی که طرفدار نویسنده معاصر است، بلافاصله متوجه خواهد شد که چه چیزی موجب می شود تا میچ به پل سن لوئیس ری: خطوط داستان متفرقه متصل به شیوه های بیدرنگ، که این احساس بالاتر و تقریبا انسانی را در ارتباط نهایی بین همه چیز ایجاد می کند. گوشت سن لوئیس ری به سه داستان کوتاه تقسیم شده است. هر یک بر شخصیتی متمرکز است که در انتهای هر داستان در یک فروپاشی پل زندگی می کند. این پل در یک شهر کوچک پرو قرار دارد و یک مسیر متقابل برای شهرهای بزرگ لیما و کوسکو است. هنگامی که فروپاشی می شود، در این پروسه پنج نفر را می کشد. با هر داستان، ما از طریق دیدگاه کسانی که کشته شده اند، بیشتر در مورد شهر می آموزیم. اولین مارکسیا د مونتمایور است. داستان او عمدتا در مورد مبارزه او برای ارتباط با دخترش متجلی می شود و اکثریت این نمایشنامه در نامه هایی است که او به دخترش می گوید که به عنوان یک عضو ثروتمند ثروتمند سلطنتی در اسپانیا زندگی می کند. حتی با کنار گذاشتن این واقعیت که تصویر مارسکا کمی در آثار ماندگار از هیستری زنانه ظاهر می شود، این لزوما قوی ترین شخصیت بازیگران نیست؛ زیرا او اکثر زمان خود را صرف نگرانی از مشکلات خود و تنش های او می کند. شوهر و دخترش او را پشت سر گذاشته اند. داستان دوم درباره برادران دوقلو مانوئل و استوبن است که در هر جهت شبیه به هم هستند که هیچ کس نمیتواند از آنها جدا شود. آنها نه تنها از طریق نزدیکی، بلکه از طریق ارتباط عاطفی جدا نیستند. شیوه ای که ویایلدر دو نفر را توصیف می کند تقریبا غیر قابل تشخیص است. بدیهی است، این یک بازی خوب در نزدیک ترین ارتباط ممکن است دو نفر جداگانه می توانند شکل بگیرند. با توجه به زمینه، یک کتاب مشغول تلاش برای فشار دادن مردم با هم، این به نظر می رسد کمی متفاوت از آنچه به معنای نزدیک شدن به فرد دیگری است. به نظر می رسد که بسیاری از ویژگی های و ویژگی های برادر یکسان هستند، بنابراین نزدیک به ایده آل درونی ارتباط با یک فرد است که دو نفر در ذهن خواننده جدا نیستند. سخاوتمندانه آنها یک شخص هستند. اما بدیهی است که فروپاشی پل در شهر (پل نمادین برای ارتباطات تجاری که ما به عنوان جوامع تشکیل می دهیم) تبدیل به گوه نهایی بین برادران می شود. این بخش قطعا از دیدگاه شخصیت و موضوعی جذاب تر بود. بخش آخر به دنبال شخصیتی است که در تمام روایت، Perichole، رقصنده / بازیگر نقش مکمل نقش مهمی در زندگی هر شخصیت اصلی ایفا کرده است. بخش آخر بر عمو پیا تمرکز دارد (Tio اسپانیایی است که برای \"Unclea\"، یک ارتباط کوچک است که من نمی دانستم که با آن چه کنم). عمو پوی عاشق و مدیر Perichole است، و اکثریت داستان به تقلا، نزاع و هر چیز دیگری که در آن زوج ها بحث می کنند اختصاص داده شده است. نقص اصلی این کتاب این است که ایده ها به مراتب بیشتر از محتوای آن است. من معتقدم که آقای وایلدر از ایده کتاب در مقیاس جهانی فکر کرد، اما توانایی آن را نگرفت، اما زمانی که وقت آن رسیده بود که آن را با گوشت واقعی این داستان پر کنیم. \"نمایش\" آن کمی تخت بود. و اگر چه خسته کننده تر ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب پل سن لوئیس ری


 کتاب زندگی بی دغدغه آمریکایی
 کتاب پل سن لوئیس ری
 کتاب هدیه هومبولت
 کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم
 کتاب اتحادیه ی ابلهان
 کتاب دنیای آشنا