کتاب پیرمرد و دریا

اثر ارنست همینگوی از انتشارات افق - مترجم: نازی عظیما-جایزه پولیتزر

رمان پیرمرد و دریا یکی از مشهورترین رمان‌های ارنست همینگوی است؛ داستان این رمان درباره یک پیرمرد ماهیگیر است و داستان بزرگترین صید او را روایت می‌کند. وقایع و اتفاق‌هایی که در این رمان رخ می‌دهد همگی ساده و باورپذیر هستند که این از نکات مثبت این رمان است. ارنست همینگوی در رمان پیرمرد و دریا، پیروزی و شکست را به صورت واقع‌گرایانه‌ای ترسیم می‌کند که این امر باعث جذابیت این رمان شده است.


خرید کتاب پیرمرد و دریا
جستجوی کتاب پیرمرد و دریا در گودریدز

معرفی کتاب پیرمرد و دریا از نگاه کاربران
پیرمرد و کتاب AllegoryThis ممکن است فقط یک تمثیل از سرمایه داران داروین و بقا از تهاجمی ترین و گرسنگی در جهان از شرکت های سازمانی و رقابت است. او، چه ایده بزرگ؟ آن را توصیف آنچه که آن را دوست دارد به یک بزرگ ایده یا چیزی که برای آن آماده نشده است، ساخته شده است. شما مبارزات و مبارزه با ماهی @ ماهی خود را @ برای سنین، تا زمانی که در ذهن خود شما آن را گرفتار و کامل راه آن را تحمل آن، هیچ کس تماشای زمانی که شما شروع به سفر به بازار، رقبای شما، شما را ناراحت می کند و از شما سوءاستفاده می کند، بازار به تردید و شک و تردید می اندازد، حتی زمانی که شما کاملا شکسته شده و پشت سر گذاشته اید خسته شده اید، سپس کوسه شروع به یک روز در میدان خود می کند برای اولین بار به صورت آزمایشی و سپس با اعتماد به نفس زمانی که آنها متوجه شما بسیار ضعیف برای مبارزه با آنها، پس از آن یک روز شما کشف وجود دارد چیزی است که از گرفتن شما وجود دارد، رقبای خود را به بازار جایگزین اما محصول زیر، و همسر خود را و فرزندان شما را به عنوان یک شکست نادیده می گیرند. پیرمرد و رئیس او هر روز بعد از ظهر، قبل از شام، در صندلی خود سقوط و خستگی می بینید، از اینکه آیا کار بسیار ساده تر شده است، یک پسر حقوق بشوید و آنچه را که مرد گفت: درست قبل از خوابیدن، شما تعجب می کنید که آیا چنین چیزی مانند karma یا تناسخ مجدد وجود دارد، خوب است که فرصتی دیگر برای اثبات ارزش خود و جلوگیری از اشتباه همان اعتقاد به خود، ایده های خود و انعطاف پذیری. بعد از ظهر، شما از خواب خود بیدار نمی شوید. پیرمرد، ماهی بزرگ و مرد پیری SeaOne به اندازه کافی خوش شانس بود تا یک پیرمرد با ریش داشته باشد که کتابی با جملات ساده در مورد زندگی اش بنویسد. به اندازه کافی برای بقیه ما و تلاش های ما کافی است. هنگامی که ما خیلی جوان هستیم و متوجه نیستیم که ممکن است یک روز توضیح دهد که چه اتفاقی برای کسانی از ما افتاده است که به اندازه کافی شبیه به ایده های بزرگ هستند. فقط یک کتاب در مورد پیر مرد، ماهی بزرگ و دریا. برایان @ هنگامی که یک نابغه واقعی ظاهر می شود جهان، شما ممکن است او را با این علامت بشناسید، که همه اینها در برابر او متضاد هستند. @ Jonathan SwiftSOUNDTRACK: The Clean - @ Fish @ (Live in Brisbane) http://www.youtube.com/watch؟v= Q1WfIG ... Clean - @ Fish @ (زندگی در ولینگتون، NZ، 2007) http://www.youtube.com/watch؟v=oFWLdl...Just برای اثبات اینکه مردم واقعا می توانند از ماهی ها الهام گرفته باشند، با یا بدون داروهای روانگردان.

مشاهده لینک اصلی
در نگاه اول، پیرمرد و دریا داستان بسیار ساده ای درباره ماهیگیر کوبایی است که در برابر مارلین غول پیکر مبارزه می کند. در نگاه دوم ... این یک داستان بسیار ساده است. شما هر شخصیت پیچیده ای را در این داستان پیدا نمی کنید، حتی کوچکترین رکورد پیچیدگی را پیدا نمی کنید. می توان سعی کرد سمبول های خود را در این داستان پیدا کند (و احتمالا آن ها موفق خواهد شد)، اما همانطور که ارنست همینگوی می گوید: \"هیچ سمبولیک نیست. دریا دریا است پیر مرد قدیمی است. پسر پسر است و ماهی یک ماهی است. کوسه ها همه کوسه ها بهتر و بدتر نیستند. همه نمادهای که مردم می گویند گه است. چیزی که فراتر از آن چیزی است که شما میدانید فراتر از زمانی است که می دانید. @ چه زمانی با کمبود پیچیدگی مواجه می شوید؟ داستان قدرتمند در مورد تلاش های یک انسان برای رسیدن به یک هدف خاص و در مورد اینکه چقدر آسان است از دست دادن چیزی که شما برنده شده اید. و قدرتمند است در واقع. من با شیوه نامه نویسندگی همینگز و زندگی غم انگیزش آشنا بودم، با توجه به تهیه پیش نمایش مدرسه در مورد او سالها پیش و خواندن برخی از داستان های کوتاه او، بنابراین من توانستم انتظاراتم را به جهت لازم هدایت کنم، در نهایت پیدا کردن - همانطور که تعجب آور که ممکن است صدای زیادی برای لذت بردن از اینجا وجود دارد. نمی دانم که آیا نویسنده دیگری قادر به صرف 140 صفحه در یک موضوع ساده به عنوان این (اگر چه دیکنز احتمالا می تواند)، اما ارنست همینگوی موفق شد، ایجاد یک کلاسیک بی انتها . زبان بسیار سخت نیست - گاهی اوقات حتی فقیر، اگر شما نگاه کنید به راه خود را به طور غیر ضروری در passages هر یک از نوشتار مشاور در حال سقوط در. و در عین حال چیزی قدرتمند است که در پشت این کلمات قرار دارد، چیزی که بدون شما حتی شما را تحقیر می کند. این فضا را در این داستان غیرممکنی غیرممکن است. اگر برای کلاسیک برای کارهای زیادی باز میشوید، بدون اینکه اقدامات زیادی انجام شود، آن را بخوانید - و این کوتاه است، داستان ای که در طی دو ساعت با وقفه خواندهام - یا اگر به قطعات پیچیده شما احتیاج نداشته باشید. برای هر کس دیگری، Id به شدت آن را توصیه می کند.

مشاهده لینک اصلی
@ شما فقط بر روی کارما خود کنترل می کنید: هرگز بر روی میوه های آن نیست. بنابراین به دلیل [نگرانی بیش از] میوه کارما، هرگز از آن خسته نشوید. @ این احتمالا بیشتر نقل قول، مورد استفاده، سوء استفاده، ستایش و بدبختی آیه از Bhagavad Gita، جایی که لرد کریشنا دستورات آرجونا را در Karma یوگا . از لحاظ ظاهری به عنوان مظهر فضیلت مورد تحسین قرار گرفته است، بدون توجه به عواقب آن، وظیفه خود را تحسین کرده است: این به شدت به عنوان مواد مخدر روحانی هندی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است تا فرد را مجبور به پیروی از وظایف قاعده خود بدون فکر کردن کند. هر دو دیدگاه شایستگی خود را دارند؛ اما آنچه که آنها نادیده می گیرند این است که، صرف نظر از معنویت، این چیزی است که ما بیشتر از ما عادی می دانیم - داشتن کنترل بسیار کمی در مورد جایی که ما به عنوان یک دنده در این ماشین عظیم جهان قرار داده ایم، بهترین چیز این است که گلوله را بچشید و به جلو بروید و بهترین کار را انجام دهید. ماهیگیر قدیمی هانتینگتون، سانتیاگو، گیتا را نمی شناخت. اما او در مورد فلسفه خود می گوید: او می گوید: شاید من نباید یک ماهیگیر بودم. اما این چیزی بود که من به آن متولد شدم. به عنوان یک ماهیگیر متولد شدم، کارما او ماهی است - مهم نیست که آیا او موفق به فرود هر چیزی می شود. هر روز او به بازگشت به دریا ادامه می دهد، زیرا ماهی بزرگ من باید جایی باشد. واقعا واقعا .------------------------- این کتاب باریک Hemingways عهد به مبارزه ابدی انسان علیه طبیعت، رقص زندگی و مرگ، توسط سانتیاگو و مارلین در برابر فضای دریا و آسمان، اعمال شده است. حتی با قصد کشتن یکدیگر، این مسابقه یکی از عشق و همچنین خصومت است. \"فیش\"، گفت: \"من عاشق تو هستم و به شما بسیار احترام می گذارم. او فکر کرد که من قبل از این روز به قتل می رسم. شما فقط ماهی را برای زنده نگه داشتن و فروش غذا نکشیدید. او را برای غرور به قتل رساندید و چون ماهیگیر هستید. وقتی او زنده بود، شما او را دوست داشتید و بعد او را دوست داشتید. اگر او را دوست داشته باشید گناه نیست که او را بکشید. یا بیشتر است؟ هیچ شخصی در آن وجود ندارد، هیچ لذتی یا درد - فقط اجتناب ناپذیر بودن کارما. و مهم نیست که آیا یک نفر برنده یا از دست می دهد یا اینکه یک پیروزی برای نشان دادن پیروزی دارد - برای اقدام ماهیگیری مهم است که برای یک مرد متولد شده که یک ماهیگیر باشد. ، پیرمرد دوباره خوابیده بود. او هنوز روی صورتش خواب بود و پسر روی صندلی نشسته بود و او را تماشا می کرد. پیرمرد رویاهای شیرین را در خواب می انداخت.چیزی تلاش می کرد، کاری انجام داد، یک شب نجات داد. فردا همیشه روز دیگری است. یکی از سنگهای واقعی ادبیات جهان.

مشاهده لینک اصلی
دم، به من بگو، داستان یک ماهیگیر سالمند و دوست نداشتن او، 1،500 پوند. مارلین آنها برای ناهار ملاقات می کنند و بلافاصله با منو مبارزه می کنند (او ماهی را به عنوان اصلی می خواهد). این مخالفت باعث اصطکاکی می شود. پسران پسر خواهند بود بنابراین در نهایت، این دو، تصمیم می گیرند تا سفر طولانی و آرام به سر می برند تا خنک شوند. چه اتفاقی می افتد؟ تصور کنید، کین و آبل، بدون عشق برادر ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب پیرمرد و دریا


 کتاب سهره ی طلایی
 کتاب منظری به جهان
 کتاب زندگی بی دغدغه آمریکایی
 کتاب گل آفتابگردان
 کتاب یکی از ما
 کتاب جاده