کتاب گل آفتابگردان

اثر ویلیام کندی از انتشارات نگاه - مترجم: غلامحسین سالمی-جایزه پولیتزر

Ironweed, William Kennedy

عنوان: گل آفتابگردان؛ ویلیام کندی؛ مترجم: غلامحسین سالمی؛ تهران، نگاه، 1383؛ در 319 ص؛ شابک: 9789643511715؛ موضوع: داستانهای نویسندگان امریکایی قرن 20 م


خرید کتاب گل آفتابگردان
جستجوی کتاب گل آفتابگردان در گودریدز

معرفی کتاب گل آفتابگردان از نگاه کاربران
من فکر می کنم Ironweed ممکن است خوب بر اساس برچسب بزرگ @ برندگان جایزه پولیتزر @ در پوشش. سپس دوباره، برخی از برندگان پولیتزر که اساسا سطل زباله را خوانده اند، خواندند. ای کاش بودم شکیبایی بود روشن می شود که من آن را دوست داشتم در واقع من به یاد یکی از آن رمان های کوتاه @ Famous @ رفته بودم که در مدرسه خواندید، «صلح طلبانه، چرچیل در چاودار، موش ها و مردان»، که اساسا درباره اتفاقات چند روزه است. اتفاق می افتد بعضی ها دراماتیک هستند، بعضی فقط طرح را حرکت می دهند. اما در نهایت، شما کتاب را میبندید و به نوعی میگویید! به همین ترتیب در مورد Ironweed احساس کنید. فقط آن را بکشید. (این ممکن است حاوی مواردی باشد که شما اسپویلرها را میشنوید.) \"Ironweed\" داستان دوازده بچه در بطن است. \"فران مینا\" بسیار متقابلا با داستان زندگی اش از طریق گفتگوها، فلاش ها و توهم. در طول راه، او با دیگر بومها، کارهای خوب، آشنایان، و غیره ملاقات می کند. در اینجا کمی از رستگاری وجود دارد. همچنین برخی از شکست های قابل توجهی وجود دارد. اما، به سادگی، یک داستان جالب از یک پسر در بطری. یک قلاب یک متفکر، یک نابینای خوب. نوع مردی که شما معمولا از خیابان عبور می کنید برای جلوگیری از آن. اما یک مرد که پر از داستان است. همیشه یک مکعب یا چیزی جالب برای به اشتراک گذاشتن وجود دارد. فراننی، گربه اصلی، به شخصیت من در آهنگ تام واییت یادآوری می کند. که تا حدودی مناسب است، از آنجا که تام Waits در فیلم نقش داشته (به عنوان روودی، نه Franny). توجه داشته باشید، من هرگز فیلم را دیده ام. بنابراین، وقتی من این داستان را می خوانم، من فکر می کنم در مورد شخصیت های دیوانه و داستان های آنها و پیوندهایی به تام وایس. از آنجا که من تام وایس را دوست دارم، این همه برای من خوب است. حتي قسمتي از سريالي که ردي (شخصيت نهايي تامس در اين فيلم) را از آهنگ تام وايتز به گوش مي رساند (صحبت کردن و آواز خواندن) نيست. ممکن است IT ممکن است مانند من کمی تامل در مورد تام Waits، و من احتمالا هستم. صادقانه بگویم، من نمی توانم دو را جدا کنم من نمی توانم یک روز از خواندن این مطلب را بخاطر بسپارم که نمی توانم تفکیک کنم. نگران نباشید، یک کراوات وجود دارد که نمیتوانم نادیده بگیرم. من نمی خواهم از این موضوع لذت ببرم زیرا او در فیلم بود. اما ارتباط بین سبک Ironweed و خود او نمی تواند انکار شود. بخش عجیب و غریب Ironweed Ironweed است. عنوان. من کاملا فکر نمی کنم که چرا این کتاب Ironweed نامیده می شود. به غیر از توضیحات در صفحه عنوان، من یک مرجع تنها برای Ironweed گیاه ندارم. شاید این توجه فریانی به عنوان آهن در میان علف های هرز (بوم) ساخته شود. او بسیار سخت و بی رحم است. قدرتمندترین نیرو در میان شخصیت ها. هنوز هم. من Ironweed را در فروش کتاب کتابخانه گلن راک برای حدود $ 1.50 برداشت کردم. من از طریق فیلم شنیده ام. نه این که آیدی فیلم را ببیند، اما چون من درباره تام وایس به اندازه کافی خواندید متوجه شدم که او در آن بود. و آن نیکلسون و استریپ در آن بود. Pulitzer را در آنجا بگذارید، در یک محاکمه ارزش 1.50 دلار داشته باشید. و همچنین یک ضربه به بالای پشته خواندن ...

مشاهده لینک اصلی
رمان کوتاه کاندی به هفت فصل تقسیم شده است. چهار فصل اول در بهترین حالت آنها حیرت انگیز است، در بدترین حالت، جامد. دو فصل گذشته مهمترین داستان و کمترین قانع کننده است. اثر نهایی یک تجربه خواندن است که کاملا لذت بخش همراه با ناامیدی پس از اتمام است. شخصیت اصلی، فرانسیس فیلان، به خوبی ساخته شده، پیچیده و قابل اعتماد است. پس از کشتن یک حادثه در طی اعتصاب کارگری، یک عمل ممکن است که ممکن است کاملا تصادفی باشد، فرانت به مخفی می شود. پس از بازگشت به خانه و خانواده او، او به طور تصادفی پسر نوزاد خود را که در نتیجه مرگ می کشد. فرانک دوباره فرار می کند، این بار برای همیشه از زندگی الکل و بی خانمانی شروع می شود. فرانک در تلاش است تا با همسرش و فرزندان باقی مانده آشتی کند و هنوز چنین چیزی را غیر ممکن می داند. این به خواننده در فصل اول روشن است که این شخصیت اصلی شخص Franâ € ™ ثانیه است. این در فصل ششم مورد بحث قرار می گیرد و این مهمترین بخش رمان است. این نیز بیشتر تحت فشار است و به طور مستقیم در نتیجه این تجربه خواننده ناپایدار در پایان رمان است. هلن، همراه همبرگر Fran، برای اولین بار سرخ شدن به نظر می رسد برای رمان مهم است. با این حال، پس از اتمام، اهمیت Helen به داستان در بهترین حالت است، به جز این واقعیت است که تعداد زیادی از کلمات از طرف او صرف شده است. او برای اولین فصل دوازدهم ظاهر نمیشود، دو فصل به عنوان شخصیت Franâ € ™ ثانیه به عنوان فویل بازی می کند، بازی دوم دوم بسیار شبیه هوریتیو به هملت است. فصل V به طور کامل به هلن اختصاص داده شده است و ما در معرض بسیاری از توسعه شخصیت است که به طور استنادی توسط کندی ارائه شده است. پس از آن هلن از رمان از بین می رود، تا زمانی که فرانت متوجه می شود مرده اش در نزدیکی پایان، صحنه دیگری به خوبی نوشته شده است و تنها چنین صحنه ای در دو فصل گذشته است. در نهایت، هلن اولین کسی است که در بین شخصیت های محیطی حضور دارد، با وجود شماری از کلمات که کندی به او اختصاص می دهد. کندی مانند یک پیام رسا یهودی می نویسد. پروسس او در زمان های فراغت، معمولا گفتاری، گاه گاه ذهنی، اما هرگز خارج از مکان است. به طور خاص، نقل قول های مربوط به کاترینا، دیدگاه های افراطی افتراق کنندگان که ممکن است یا ممکن است به معنای واقعی کلمه نیست، تمام فصل V، epiphany فرانت تجربه در اواخر فصل VII در حالی که ایستاده در اطراف آتش در جنگل، و کشف Helenâ بدن € ™ است، به یاد ماندنی و درخشان است. بهترین فیلمنامهنویسی کندی، حقیقی، اصلی، جدی و پر محرمانه در استفاده از زبان، دلسوزی، کم توجهی و، بله، عاقلانه است. برای این، Ironweed را به همه کسانی که می شناسم توصیه می کنم. من قصد دارم برای گذراندن برخی از گذرها از آن خواندن داشته باشم و علیرغم این واقعیت، من در نهایت رمان را ناامید کردم.

مشاهده لینک اصلی
من در دو هفته گذشته دو کتاب در مورد مستی ها خوانده ام. Ironweed و Ginger Man. این دو کتاب متضاد قطبی هستند. زنجبیل مردانه است، معجزه گرانه، دستکاری، بدون هیچ ارزش اجتماعی به عنوان یک کتاب به غیر از به ما بگویید که دور از الکل. Ironweed همدلی، عاطفی، مثبت در راه خود را بی نظیر است. من خیلی گیج خواهم شد که زندگی مانند Ironweed است. در نهایت، کتاب و شخصیت های اصلی آن یکی از امیدوار کننده ها را به وجود می آورند، گرچه در محیط فاجعه. یک کتاب واقعا عالی و آسان و سرگرم کننده خواندن است.

مشاهده لینک اصلی
من تصمیم به خواندن Ironweed به دلایل مختلف، در درجه اول به این دلیل که در زادگاه من، آلبانی، نیویورک اتفاق می افتد. من نیز آن را انتخاب کردم، زیرا ویلیام کندی، مربی بومی / ساکن / تحصیل کرده دانشگاه آلبانی بود. دریافت کننده جایزه پولیتزر در سال 1984 در داستانی بود و به یک فیلم بزرگ تبدیل شد. اگرچه فیلم را نمی دیدم، به یاد می آورم که یک معامله بزرگ زمانی بود که آنها تصمیم گرفتند بخشی از آن را در یک خانه مزرعه قدیمی که حدود 5 مایل از منزل من بود و صحنه ای که بازیگر سرباز جک نیکلسون حضور ™. و در نهایت، من آن را انتخاب کردم برای این واقعیت است که من آن را در کمتر از 5.00 دلار در Strand کتاب در نزدیکی میدان اتحادیه یافت. چگونه می توانم رمان برنده جایزه را در قیمت پایه های معقول قطع کنم؟ همه این گفته اند که من از این رمان غافلم. این بدان معنا نیست که من این را درک نکردم و این بدان معنی نیست که من آن را توصیه نمی کنم. بسیاری از لحظات هیجان انگیز و بیش از چند قسمت از مبارزات داخلی به خوبی نوشته شده اند. حتی لحظاتی وجود دارد که من را به اشک می راند. اما به طور کلی، من فقط به شخصیت اصلی Francis Phelan توجه نکردم. درون او چندان زیاد نبود که باعث شود من می خواهم شاهد پیشرفت او باشم. Phelan یک بار یک بازیکن بیس بال حرفه ای تبدیل شد بیکن الکلی. من اعتقاد دارم که بی تفاوتی من از این واقعیت است که در سن کمتر، او پس از یک رویداد غم انگیز، همسر و فرزندان کوچک خود را ترک کرد، هرگز دوباره به دنبال وجود معنی دار نبود. او به ناحیه آلبانی، محل تولدش بازگشته است، که فقط تصاویری از گذشته اش از آنجا دور می شود. چندین بار که کندی اشاره می کند در لحظاتی که در دوران کودکی در پهلوان تعریف می شود، چندین بار اشاره می کند، هرچند که آنها به اندازه کافی توسعه نیافته اند که واقعا من را منجر به احساس همدردی واقعی نسبت به وضعیت فعلی او شود. برای اینکه منصفانه باشد، این نیز ممکن است بخشی از این رمان باشد که در سومین دوره سه گانه قرار گرفته است که کتابهای دیگر را خوانده ام. من می دانم که آنها با سایر اعضای خانواده اش مقابله می کنند و من فکر می کنم ارزش خواندن آنها را داشته باشم تا ببینند که چه نور هایی را که بر روی سوراخ هایی که احساس می کردم در این داستان وجود دارد، ریختم. در کل، منصفانه می گویند من یک نظر بسیار مخوف Ironweed دارم. من سه ستاره به آن دادم، زیرا من شایستگی های هنری آشکاریش را می شناسم، اما واقعا نمی توانم با حالت عاطفی شخصیت اصلی ارتباط برقرار کنم، به طوری که احساس نگرانی واقعی او را داشته باشم. شخصیت های دیگر وجود دارد که من علاقه مند به آن ساخته شده و معتقدم ساخته شده داستان را بسیار ارزش خواندن.

مشاهده لینک اصلی
بهترین کلاسیک Ive نیست. واقعا این فقط در مورد افراد غم انگیز بود که در اطراف شهر غمگین بودند. پاسخ من @ meh @ بود. من از آن متنفر نیستم اما من هم آن را دوست نداشتم

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب گل آفتابگردان


 کتاب جوخه زمان
 کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم
 کتاب اتحادیه ی ابلهان
 کتاب جاده
 کتاب پسر سرپرست یتیم خانه
 کتاب گیلیاد